جنازهء فردوسى ، دخترش است . عمر شاعرى گرانقدر ، چون عمر آفتابى درخشان در يك روز ، خاتمه گرفته است .
يكى از جالبترين قسمتهاى فيلم ، صحنههاى حماسهسرايى فردوسى است ، در برابر سلطان محمود غزنوى . . . فردوسى نبرد رستم و سهراب را مىسرايد و تماشاگر اين قسمت شاهنامه را مىبيند .
همين فصل فيلم بعدا ما را دچار مشكل كرد . فيلم قرار بود همزمان در تهران و طوس به نمايش درآيد ولى شاه به صحنههاى سلطان محمود غزنوى ايراد گرفت و دستور به حذف برخى صحنهها و تكرار بعضى از قسمتهاى ديگر داد و ما ناچار از دوبارهسازى قسمتهايى از فيلمى شديم كه آمادهء نمايش بود و اينچنين بود كه يكى از رويدادهاى نادر سينماى ايران اتفاق افتاد و فيلم هنرپيشهء تازهاى به خود پذيرا شد كه قبل از آن هرگز در فيلم نقشى نداشت . نصرت الله محتشم كه آن زمان مأمورى در سفارت ايران در بمبئى بود ، نقش سلطان محمود غزنوى را به عهده گرفت و بار ديگر صحنههاى فردوسى در دربار سلطان محمود غزنوى بازسازى شد و فيلم مجددا وقتى آمادهء نمايش شد و به تهران رسيد كه زمان زيادى به آغاز جشن هزارهء فردوسى در طوس باقى نمانده بود . »
شرح
( 2 ) - متن تلگراف فرماندهء لشكر شمال غرب سرتيپ حسن مقدّم به وزارت جنگ دربارهء واقعهء كشته شدن سميتقو :
وزارت جليلهء جنگ
تعقيب راپرت كتبى نمرهء 7367 و تلگرافى نمرهء 2997 معروض مىدارد مقارن ورود بنده به رضائيه از راپورتهاى واصلهء حكومتى نظامى اشنويه معلوم و مفهوم گرديد كه سميتكو باز داراى افكار صادقانه و صحيحى نيست و در اين سه روز توقف خود در اشنويه تدريجا اكراد كوچرى خارجه [ را ] هم به عنوان ديدوبازديد دور خود جمع كرده و حاضر نيست در مركز لشكر حاضر شود . از طرفى هم اطالهء مطلب و مذاكره با مشار اليه صلاح نبود و فايده نداشت . بناء علىهذا ليلهء 27 ماه جارى سه ستون مركب از يك گردان پياده يك گروهان مسلسل ؛ دوم يك گردان پياده از ساوجبلاغ ؛ سوم يك ستون سوار مركب از واحدهاى سوارى كه در معيّت اركان حرب سيّار لشكر از تبريز همراه آورده بودم و ساخلو اشنويه هم دستور داده شد به سميتكو تكليف شود فورى به تبريز حركت و يا مشار اليه را خلع سلاح نمايند . در صورت تمرد مشار اليه و كسانش را معدوم نمايند . به طورى كه انتظار مىرفت مشار اليه از حركت به مركز لشكر سرپيچى نموده و اسلحه را هم تسليم ننمود . لذا قواى ساخلو به مأموريت خود اقدام و ستون قواى اعزامى هم كه خيلى سريع حركت كرده بودند ، اشنويه را مقارن عصر 27 جارى احاطه ، خود سميتكو مقتول و از كسانش هم خيليها مقتول و مجروح و بقيه متوارى و تعقيب مىشوند . اينك مفتخرا معروض مىدارد كه به زندگانى ننگين اين عنصر مفسدهجو خاتمه داده شد . ضمنا اين حركت ستونهايى كه مأمور عمليات بودند ، بسيار