تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
آمد و به سابقهء آزادىخواهى در انتخابات دورهء دوم به وكالت اهالى خراسان برگزيده شد . در مجلس ، حزب اجتماعيون اعتداليون را تأسيس ، و جمعى از نمايندگان را با روش سياسى خود همراه كرد . اين حزب با حزب دموكرات رقابت و معارضه داشت و همين اختلاف و دشمنى دو حزب كه از مشروطه‌خواهان تشكيل شده بود ، لطمهء جبران‌ناپذيرى بر پيكر مشروطيت ايران وارد كرد . هنگام التيماتوم روس‌ها براى عزل مستشاران امريكايى ، او در مجلس بود و جزو قليل نمايندگانى بود كه به ملايمت در برابر روس‌ها اعتقاد داشتند . چندى پس از بسته شدن مجلس دوم ( دوم محرم 1330 ) و محدود شدن تلاش‌هاى سياسى ، از كسانى بود كه براى گشودن مجلس و اعادهء حكومت پارلمانى مىكوشيد . در انتخابات دورهء سوم به وكالت اهالى تهران برگزيده شد ولى دولت‌ها در افتتاح پارلمان طفره مىرفتند . دورهء سوم مجلس از محرم 1333 قمرى آغاز شد و چون جنگ جهانى اول شروع شده بود ، در اين مجلس تمايلات سياسى به شدت بروز كرد . دمكراتها ظاهرا طرفدار سياست آلمان بودند ؛ اعتداليون به رهبرى سيد محمد صادق روش معتدل و بىطرفانه پيش گرفته بودند ؛ اما با همهء دعوى بىطرفى ، فردى مانند فرمانفرما را كه به آنگلوفيلى شهرت داشت ، با سلام و صلوات به عضويت حزب خود درآوردند . سازش با فرمانفرما روش سياسى حزب اعتدال را مشكوك كرد . با تجاوز قواى روسيه به خاك ايران در محرم 1334 ، بعضى از نمايندگانى كه در صف منفردين يا هيئت علميّهء مجلس بودند ، به دموكرات‌ها و بعضى به اعتداليون پيوستند . در محرم 1334 كه تصميم تغيير پايتخت و مهاجرت پيش آمد ، سيد محمد صادق هم به قم رفت و در روز 11 محرم به اتفاق ناصر الاسلام ندامانى به ملاقات پرنس رويس وزير مختار آلمان كه در ادارهء ژاندارمرى قم اقامت داشت ، شتافت و مذاكرات طولانى بين آنان گذشت . از جمله سيد محمد صادق نزد پرنس رويس اظهار تأسف كرد و گفت : « تاكنون به ملاحظهء حفظ ظاهر و مراعات بىطرفى دولت ، فرقهء اعتداليون نتوانستند روابط زيادى با سفارت آلمان داشته باشند . خوشبختانه امروز موانع مرتفع شده و شروع به روابط سياسى مىنمايد » . و پرنس رويس شرحى از مقاصد سياسى روس و انگليس در ايران و تفصيلى از مطامع آن دو دولت بيان كرد و اتحاد با آلمان را به صلاح ايران دانست و توصيه كرد كه اعتداليون و
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 262 | حسن مرسلوند