عمامه حاضر شده بود ، مورد غضب رضا شاه واقع شد . طباطبايى از اين هنگام تا شهريور 1320 خانهنشين شد و از فعاليتهاى سياسى دست كشيد .
پس از شهريور 20 مجددا به فعاليت سياسى پرداخت . در ابتدا حزب كمرنگ ملت را بنيان نهاد و عدهاى از رجال قديمى خانهنشين را وارد گود كرد . در آبان 1322 به رياست انجمن مركزى نظارت بر انتخابات تهران برگزيده شد . بسيار كوشيد كه انتخابات آزاد برگزار شود ، ليكن تلاشهاى او سودى نداشت . او از سروش فرماندار تهران خواست او را در انتخاب اعضاء شعبههاى انتخاباتى آزاد بگذارد . سروش هم مضايقه نكرد و تمام وسائل كار ، آماده شد ؛ طباطبايى از سهيلى نخستوزير و تدين وزير كشور خواست كه براى جلب اعتماد مردم اعلاميّهاى مبنى بر عدم دخالت عمّال دولت در انتخابات صادر كنند . سهيلى در پنجم آذر چنين اعلاميهاى منتشر كرد . تدين هم ضمن يك بخشنامه به مأموران وزارت كشور دستور عدم مداخله داد ؛ ولى هم نخستوزير و هم وزير كشور زير سلطهء نمايندگان دورهء سيزدهم بودند و براى تحكيم موقعيت خود نيز مىانديشيدند . ازاينرو گاه به مداخلهء پنهانى در انتخابات به خصوص در شهرستانها پرداختند . چون صحبت تهديد و تطميع در بسيارى از حوزههاى اخذ آراء به ميان آمده بود ، طباطبايى از دادسرا و شهربانى خواست تا نمايندگانى براى جلوگيرى از بىنظمى و رسيدگى به جرايم انتخاباتى به شعبههاى اخذ آراء بفرستند . حضور اين نمايندگان ، توهماتى ايجاد كرد و به سلب آزادى تعبير شد و نيز شايع شد كه موسى سرابندى دادستان تهران ، براى مساعدت با چند نفر از كانديداها به نمايندگان دادسرا در حوزههاى انتخاباتى تعليماتى داده است .
طباطبايى به علت كسالت ، بيشتر مسئوليت كار انتخابات را به دكتر اسماعيل مرزبان رئيس شعبهء مركزى سپرد . او كه مرد ناتوان و بىحوصلهاى بود ، نتوانست چنان كه بايد ادارهء انتخابات را تدارك كند ؛ ضمنا بعضى از اعضاى شعبهها و برخى از نزديكان طباطبايى هم پنهانى در كار انتخابات دخالت و سوءاستفادههايى مىكردند . در اين ميان دخالت شهردارى از همه علنىتر و بيشتر بود . بديهى است شهردارى با تسلطى كه بر اصناف داشته هميشه در انتخابات نقش مؤثرى بازى كرده است . طباطبايى نخستوزير و وزير كشور را در انجمن نظارت دعوت ، و از دخالت شهردارى شكايت كرد . نخستوزير وعده داد فرج الله
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٦٥