دراينباره اقدامات لازم را به عمل آورد . در تعقيبنامهء بولارد ، آدريان هولمن كاردار سفارت انگليس در تهران طى نامهاى خطاب به هاپكينسون رئيس دفتر وزير مقيم قاهره مىنويسد :
« من احساس مىكنم كه ما بايد نزديكترين تماس ممكن را در مورد مسئلهء سيّد ضياء باهم داشته باشيم . زيرا ممكن است كه او در آيندهاى نزديك ارزش زيادى براى ما پيدا كند . نظر من اينست كه فعلا منتظر بمانيم تا موقعيت كابينهء فعلى كمى بيشتر متزلزل شود . آنگاه خيلى محتاطانه بايد ببينيم كه آيا نمىتوانيم مشكلاتى را كه اكنون بر سر راه بازگشت او موجود است بر طرف نمائيم ؟ » .
مشكلاتى كه در راه بازگشت سيّد ضياء به ايران وجود داشت و آدريان هولمن در نامهاش به آن اشاره مىكند ، مخالفتهايى بود كه از طرف دولت شوروى و حزب توده و حتى شاه و دربار و نيز از سوى عناصر ملى و وطندوست ابراز مىشد .
در ماه ژوئيهء 1942 كلنل تيگ ملاقات ديگرى با سيّد ضياء به عمل آورد . سيّد ضياء معتقد بود كه قادر است با تشكيل سازمانهاى چريكى در نقاطى كه تحت اشتغال قواى متفقين نيست و او در آن مناطق نفوذى دارد به مبارزه با عوامل نازى در ايران پرداخته و از اين طريق خدمات مفيدى انجام دهد . سيّد ضياء به كلنل تيگ پيشنهاد كرد كه حاضر است براى بحث و بررسى اين موضوع به قاهره رفته و با مقامات انگليسى دربارهء طرح خود گفتگو كند .
وزير مقيم قاهر پس از مطالعهء گزارش كلنل تيگ و ضياء ، موضوع گفتگوهاى آنها را براى بولارد - در گزارش خود ، تلگراف شماره 276 ، رونوشت به شمارهء 1186 به وزارت امور خارجه مورخ 31 ژوئيهء 1942 - چنين مىنويسد : « در حال حاضر
S . O . E
طرحهايى براى سازمان دادن دستههاى چريكى در ميان ايل قشقايى و بختيارى در دست اجرا دارد . البتّه
S . O . E
مايل است تا از خدمات طباطبايى ( سيّد ضياء ) به عنوان يك رهبر و عامل تشكيلاتى استفاده نمايد به شرط آنكه اين مسئله اثر بدى نداشته و شاه و دولت فعلى ايران و روسها را ناراحت نكند . همچنين ممكن است كه او بتواند فعاليتهاى خود را از فلسطين هدايت نمايد و نيز ما هم مىتوانيم در صورتى كه آلمانيها موفق به اشغال ايران شدند ، از او به عنوان رهبر جنبش ايران آزاد استفاده كنيم . »