اينجا تغيير كرد . اما اگر پشتش به گوششان خورد كه اين تغيير يك اشكالات قانونى داشته كه هنوز در ميان مردم مسلم نيست . آنوقت به كار اينجا ضرر مىزند .
مخالفت بنده در اين لايحه نه از بابت قاجاريه است . قاجاريه را رفته و منقرض شده مىدانم ، نه ، از نقطه نظر رضا خان پهلوى است ، او رئيس مملكت ماست و از خدا مىخواهم سى چهل سال عمر كند و هميشه رئيس مملكت باشد و كار اين مملكت را بكند . فقط قسمت آخرش كه بنده را احضار كردند . وقتى كه رفتم ، ديدم ، امضاء نكردم . قسمت دوم را هم همينطور ، قسمت سوّم را يكقدرى بيشتر بايد در اطرافش فكر كرد كه ناخوشى ذات المعده پيدا نكند . اين بود عرايض بنده و ديگر عرايضى ندارم . »
- قسمتى كه داخل [ ] آمده از مجلهء آينده ، سال اوّل شمارهء 4 نقل گرديده و ما بقىِ از تاريخ مختصر احزاب سياسى به قلم ملكالشعراء بهار .
شرح
( 40 ) - الف - متن مصاحبه علّامه دهخدا با راديو تهران ، نقل از باختر امروز شمارهء 1147 به تاريخ سهشنبه 23 تير 1332 :
س - استاد محترم تصديق مىفرمايند كه در اين اواخر مخالفين دولت حملات خود را به مراتب شديدتر كردهاند و كوشش مىكنند جنگ اعصاب را دامن بزنند ؛ اين حملات تا چه حد ممكن است مؤثر باشد مىخواستيم نظر جنابعالى را در اين مورد بدانيم . آيا حقيقتا اين كارشكنيها از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ و منظور نهايى آنها چه است و آيا اين مخالفتها و حملات و جنگ اعصاب و كارشكنيها به نفع ملّت و مبارزهء ضد استعمارى او تمام خواهد شد يا به نفع استعمار انگلستان ؟
ج - اين كارشكنيها كه فعلا مىشود منبع و سرچشمهء آن به عقيدهء بنده چند چيز است : يكى اغراض شخصى كه بشر بدبخت از اوّل خلقت تا امروز هميشه كموبيش دچار آن بوده . اگر روزى بشر بتواند اغراض سوء شخصى خود را كنار بگذارد ، دنيا بهشت موعود خواهد بود . يك قسمت ديگر يك منبع ديگر كارشكنيها ، بىشك و شبهه از طرف اجانب است ، تحريك آنهاست به اتكاء آنهاست و بعضى جاها با پول آنهاست كه اين كارشكنيها مىشود . بلاشك يك دستهء ديگر هم هستند و [ آن ] آنهايى هستند كه اشتباه كردند و البتّه آنها عددشان خيلى قليل است يا گول خوردهاند در بعضى اتفاقات مثلا فرض بفرماييد فلان قانون نقض شده است يا خواهد شد يا قانون اساسى نقض شده است يا خواهد شد ، آنها را گول زدهاند . قانون اساسى ، چنانچه مكرر به تمام دوستان خود گفتهام ، و قوانين مملكتى براى مملكت است ، اگر بنا بشود قانون اساسى يا قوانين ديگر در جهت مخالف استقلال مملكت بيفتد ، همه ملل و همهء دول در همهء اعصار مملكت را مقدّم شمردهاند و قانون را عوض كردهاند ، نه اينكه مملكت را فداى قانون كردهاند . اينكه مىپرسيد آيا مخالفت اين دسته به نفع ملّت ايران است يا نيست البتّه اين را هر شخص بىغرضى فورى مىتواند آن را جواب بدهد و من گمان مىكنم يكى از آن بىغرضها باشم . البتّه بر خلاف منافع مملكت است . در هيچ ميدان جنگى نمىشود تصور كرد كه يك عده از همراهان انسان وقتى كه مقابل دشمن هستند باهم مخالفت