البتّه اين عزل و نصب در روح و روان بندهء ناچيز تأثير بسيار كرد و به تجربه آموختم كه پيشآمد امور در دست قدرت خداوند متعال است و نوكرى و عمل دولت كار خردمند نيست . »
شرح
( 14 ) - متن نامهء انجمن امراء به محمّد عليشاه قاجار :
قربان خاكپاى جواهرآساى اقدس مباركت شويم ، بر صغير و كبير و جليل و شريف و عالى و دانى اظهر من الشمس است كه تمام اعتبار و افتخار و شرف و دارايى غلامان از تصديق فرق فرقدانآساى اعليحضرت همايونى ارواحنا فداه و اين شجره طيبه است و حتى المقدور سعى و كوشش عموم خانزادان دولت جاويد آيت اينست ترتيبى كه پنجاه شصت سال خود خانزادان و چندين سال آباء و اجداد غلامان زندگى كردهاند ، باقى بوده در ظل عواطف ظلاللهى و در مهد امنوامان استراحت كنيم . بقاى اين ترتيب كه عادت ديرينه عموم چاكران است نمىشود ، مگر در بقاى قدرت و شوكت و ازدياد نفوذ سلطنت اعليحضرت شاهنشاهى خلد اللّه ملكه كه امروز قدرت و شوكت سلاطين عظيم الشأن روى زمين را مىبينيم كه به واسطهء اين اساس مقدس مشروطيت به اين عظمت نائل شدهاند . حالا كه اين مسئله عقلا و نقلا مبرهن شد ، چه چيز غلامان را ملتزم به اين عرايض كرده است . اولا حق نمكخوارگى چندينساله كه خداى واحد شاهد است ديگر تابوتوانايى كتمان اين مسائل نمانده به عبارت اخرى كار به جان و كارد به استخوان رسيده ، اينست در عالم خانهزادى از خاكپاس اقدس همايونى ارواحنا فداه مستدعى مىشويم كه ميانه خود و خدا مكنونات خاطر همايونى را بر خانهزادان مكتوم نداريد ؛ زيرا به دلايلى كه عرض شد بو الله العلى المدرك المنتقم جز دولت خواهى و بقاى همه چيز قبلهء عالم كه بقاى همه چيز خودمان است ، قصد و غرض نداريم . از دو شق يكى بايد مجرى شود ، اگر خانهزادان را خيرخواه و مسئول بقاى اين سلطنت مىدانيد ، چنانكه فردا فرد هم به خاكپاى همايونى كرارا عرض كردهايم قلب مبارك را با اين اساس مشروطيت كه نتايج معاونت و مساعدت با همچو اساس برأى العين در دول معظمه اروپ مشاهده مىشود ، صافى و همراه فرمايند و در جهر و اخفا بدست هيچيك از صغير و كبير كه شايد هم ندانند و نفهمند حركت و قصدى كه مىكنند ، بر خلاف اين اساس و صلاح نام نيك و اقدامات قبلهء عالم است ، بايد ابدا قصد و اقدام روحانى نفرمايند ؛ زيراكه به تمام كتب آسمانى و به تاج و تخت پادشاه با اقتدار قسم است كه رفتنيها رفته است و آنچه هم باقى مانده با اين وضع حاليه خواهد رفت و هيچ ننگى براى خانهزادان كه سالها نمك دولت را خورده و همه چيزمان از سلطنت قاجاريه است ، بدتر و بالاتر نمىشود كه به چشم باز و گوش شنوا و پاى توانا ببينيم كه قبلهء مقصود و كعبهء معهود متزلزل ، بلكه معدوم شود . اگر در خاطر قبلهء عالم اين عرايض غلامان باغراض نفسانيه جلوهگر شود ، متفقا عاجزانه مستدعى هستيم كه فدويان را از مسئوليت خارج دانند و بههيچوجه من الوجوه اطلاق اسم نوكرى نفرمايند و اين عريضه بعد از خيالات بسيار و تأملات بىشمار آخر الدوائى است كه براى ايفاء تكليف به نظر خانهزادان رسيده عرض شد و صراحتا عرض مىكنيم به خداى احد واحد ابواب چاره از هر طرف مسدود است و سلطنت چندين هزارساله در تلف . چاكران صحيح