چند لحظه از بالاى تالار چشم به جمعيت دوخته و سپس در حالى كه خنده در لبهايشان بود سخنانى به اين شرح ايراد فرمودند :
« بىنهايت مسرورم كه مىبينم خانمها در نتيجه دانايى و معرفت به وضعيت خود آشنا شده و پى به حقوق و مزاياى خويش بردهاند . متأسفانه تا كنون زنهاى اين كشور به واسطهء خارج بودن از اجتماع نتوانستهاند استعداد و لياقت ذاتى خود را بروز دهند ، حتى بايد گفت كه نمىتوانستند حق خود را نسبت به كشور و ميهن عزيز خود ادا نمايند و خدمات و فداكارى خود را آنطور كه شايسته است ، انجام دهند .
ولى حالا با تحولى كه در زندگى آنان پديدار شده ، مىرود تا علاوه بر امتياز برجستهء مادرى از مزاياى ديگر اجتماع هم بهرهمند گردند . من ميل به تظاهر ندارم و نمىخواهم از اقداماتى كه شده است ، اظهار خوشوقتى كنم و نمىخواهم فرقى بين امروز و روزهاى ديگر بگذارم ؛ ولى شما خانمها بايد اين روز را يك روز بزرگ بدانيد و از فرصتهايى كه داريد براى ترقى كشور استفاده نماييد .
خواهران و دختران من !
حالا كه وارد اجتماع شدهايد و قدم براى سعادت خود و وطن خود جلو گذاردهايد ، بدانيد وظيفهء شماست كه براى بزرگى و اعتلاى نام وطن خويش كار كنيد . سعادت آينده مملكت در دست شماست .
شما تربيتكننده نسل آتيه خواهيد بود و شما هستيد كه مىتوانيد آموزگاران خوبى باشيد و افراد خوبى را به جامعهء ايرانى تحويل دهيد . »
اعليحضرت پس از ايراد سخنرانى مدّتى در ميان جمعيت قدم زدند و سرووضع و لباس خانمها را برانداز كردند . يادم هست كه با خوشحالى فرمودند : « لباسها و آرايشها خوب است . حيف كه زن خود را قايم كند و از جامعه بگريزد . »
همچنين فرمودند : « عيب لباسها را خودشان به تدريج بر طرف مىكنند . براى اوّل كار خيلى سليقه به خرج دادهاند . بايد خياطها و كلاهدوزها را تشويق كرد تا مدهاى قشنگ و سنگين و ارزانى را به بازار بياورند . ما ميلههاى زندان را شكستيم حالا با خود زندانى آزاد شده است كه خانهء قشنگى بهجاى قفس براى خودش بسازد . »
پس از چند دقيقه گردش و گفتگو ، اعليحضرت و علياحضرت ملكه به كاخ اختصاصى مراجعت فرمودند .
اما قبل از آنكه سوار اتومبيل شوند خطاب به من فرمودند : « اين قبيل جلسات بايد تكرار شود تا خانمها بيشتر به آداب و رسوم اجتماع و معاشرت آشنا گردند . از خودتان شروع كنيد ، هر هفته يكى از وزرا در باشگاه شاهنشاهى يك ميهمانى عمومى ترتيب بدهد . »
اوّلين ميهمانى را من بر پا كردم . در اين جشن كه در باشگاه شاهنشاهى واقع در خيابان سعدى ، منزل مرحوم صاحباختيار بر پا شده بود ، بيش از پانصد نفر از رجال ، نمايندگان مجلس ، سفرا و اعيان شهر
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٨٢