تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
روى عقيده با اين پيمان موافقت مىكنند ، اغلبشان براى خاطر همان اصلى است كه مىگويند لااقل اين پيمان براى مدّت محدودى است ، آن هم بعد از جنگ و از اين تحديد مدّت كه شده ، خيلى خوش‌دل مىشوند ؛ ولى متأسفانه اگر اين عبارت دوّمى را اضافه نمىكردند و همان عبارت اوّلى را به حال خود مىگذاشتند كه صريحا مىنويسد پس از خاتمه يافتن جنگ با آلمان و شركاى او بايد ايران تخليه شود ، اين خيلى واضح و روشن بود . بعدا كه اين جمله را اضافه كرده‌اند و گفته‌اند كه مقصود از شركاى آلمان عبارت از هر دولتى است كه اكنون يا آينده با يكى از دول متحده بناى مخاصمه گذاشته يا بگذارد اين خوب نيست . فرضا جنگ خاتمه پيدا كند و قضيه تمام شود ، فرض بفرماييد دولت انگلستان با دولت شيلى يا برزيل جنگ بكند يا فرضا با دولت ژاپن . بالاخره وقتى كه ما مراجعه مىكنيم به آنها كه بايد تخليه بكنيد و نيروى خودتان را ببريد و اجراى پيمان را از آنها تقاضا كنيم كه نيرويتان را ببريد فورا تعريف اخير را جلوى پاى ما مىگذارند و اين را همين‌جور بر ضرر ما تعبير خواهند كرد . اين بود كه بنده ضمن شور اوّل كه اعتراضات خود را تقديم داشته بودم ، متأسفانه آنهايى را كه علاقه داشتم جز يك قسمت مورد توجه واقع نگرديد ، ازاين‌جهت بنده آنها را تكرار نكردم ؛ ولى اين قسمت ، قسمت مهمى است ، آن هم نه براى زمان حال و زمان جنگ ، براى تعبير و تفسير و براى موقعى كه جنگ خاتمه پيدا بكند ، سوء تفسير كنند . آن‌وقت آفت دارد براى ما . بنده در هر صورت چون مقيد هستم امروز وارد در فصول ديگر نشوم و در هر صورت بنده قانونا بين شور اوّل و دوّم كه مىگويند تفاوتى نمىبينم و عقيده داشتم به همان ترتيبى كه در شور اوّل در كليات اجازه دادند و مذاكره شد ، بايستى اجازه مىدادند كه در شور دوّم هم در كليات صحبت شود و بالاخره نظامنامهء ما هم صريح است كه بايد اجازه داده شود . حالا چون تصميم گرفته شده است در كليات صحبت نشود ، بنده عرضى نمىكنم فقط مختصرا عرض مىكنم . حقيقتا بنده خيلى فكر كردم در اطراف اين پيمان بلكه يك وسيله‌اى پيدا كنم كه يك حالت موافقتى پيدا كنم ؛ ولى بنده مخصوصا روى ايمان به ميهن و كشور خودم خيلى فكر كردم ديدم هيچ راهى نيست برايم . بنده البتّه تأثراتم خيلى زياد است تنها اين نيست . تأثراتم كه بنده بدون هيچ‌گونه علت و بدون هيچ سببى ديروز مورد حمله يكى از آقايان نمايندگان واقع شدم . . . . ( همهمه نمايندگان - اين حرفها مطرح نيست آقا . . . . زنگ رئيس . ) و تأثر بنده از اين است كه به بنده اجازه داده نشد تا روى دلائل ، آن دلائلى كه يقين دارم در قلب همهء آقايان مؤثر واقع مىشد ، بالاخره به اكثريت ثابت مىكردم كه اين تأثرات ( زنگ رئيس ) تمام است عرايض بنده . فقط دو جمله بيشتر نيست . تأثرات من از اين است كه اين پيمان بالاخره در نتيجهء مقرراتى كه در اينجا تصريح شده است ، بر ضرر ما است و براى امور اقتصادى ما خيلى مضر واقع شده است . بنده نمىخواهم بگويم كه تنها امروز گرانى فوق‌العاده و سنگينى ماليات ، هزينه زياد دولت ، بدرفتارى مأمورين ماليه با مردم فقط و فقط ناشى از عمل همكارى است كه در اينجا پيش‌بينى شده است و دولت فقط براى اينكه بتواند نقشه همكارى را عملى بكند ( صداى زنگ رئيس - همهمه نمايندگان - اين حرفها به پيمان مربوط نيست ) .