تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
بعد به تدريج ساير آقايان وزرا به اتفاق همسران بدون حجاب خود آمدند . ولوله‌اى بود . همه يكديگر را نگاه مىكردند . قواى نظامى مراقب بود و خانمها خيلى خوشحال به نظر مىرسيدند و با كنجكاوى زياد به سر و لباس يكديگر خيره شده بودند . بعضىها پوزخند مىزدند ، بعضىها مىگفتند : « خدا عاقبت اين كار را به خير كند » و بعضى ديگر كه فرنگ رفته و تحصيل كرده بودند به هم تبريك گفتند و اين اقدام را يكى از بزرگترين خدمات اعليحضرت تلقى مىكردند . به هر حال روز بزرگ و عجيبى بود و راستش بخواهيد من تشويش داشتم درحالىكه در ته دلم از اينكه مىديدم ، زن آزاد شده ، احساس خوشحالى مىكردم . سر و لباس خانمها در آن روز خيلى ديدنى بود و اگر خانمهاى امروزى مىآمدند و مىديدند كه مادرانشان در روز 17 دى 1314 چطور خود را آراسته بودند ، از خنده غش مىكردند . پيراهنها همه بلند و تا قوزك پا مىرسيد . توالتها اكثرا ناشيانه بود و كلاههايى كه خانمها سرشان گذاشته بودند ، چون بىحجابى خيلى تازگى داشت و زن ايرانى براى اوّلين بار كلاه را جانشين چادر و لچك كرده بود ، بسيار تماشايى بودند . اما جالب‌تر از همه اين بود كه ميهمانان ، حتى وزراء ، كه يك‌عمر بود باهم دوست و رفيق بودند ، آن روز براى اوّلين بار صورت زنهاى يكديگر را مىديدند ، چون كه تا آن روز هيچ دوستى مجاز نبود ، صورت زن دوست خود را ببيند و به‌علاوه جشن 17 دى اوّلين روزى بود كه زن ايرانى در كنار شوهر خود در يك مراسم رسمى و اجتماعى شركت مىجست . تا آن روز همهء مجالس در ايران مردانه و زنانه و مجزا از يكديگر بود و زن و مرد به‌هيچ‌وجه به اصطلاح قاطى نمىشدند ؛ ولى 17 دى 1314 اين رسم را به هم زد و زن نيز در يك جشن ملّى و اجتماعى پابه‌پاى مرد و با حق مساوى شركت جست و حالا وقتى من در اين كوكتل پارتيها و مجالس ميهمانى مىبينم كه خانمها با لباسهاى دكولته و آرايش اروپايى شانه به شانه مرد گل مىگويند و گل مىشنوند به ياد آن روز مىافتم كه زنان با حالتى ناراحت ، خجالتى و نگران در كنار دست شوهران خود ايستاده و براى اوّلين بار صورت و موى سر خود را در معرض نگاه مردانى ديگر قرار داده بودند و درست حالت آدمهاى غريبى را داشتند كه تازه وارد دنيا و شهر جديدى شده‌اند . به هر حال در اين مراسم بود كه حتى آقايان وزراء براى اوّلين بار توانستند با خانمهاى يكديگر آشنا شوند . بالاخره ساعت 3 بعد از ظهر فرارسيد و اتومبيل مخصوص اعليحضرت درحالىكه ملكه پهلوى بدون حجاب در كنار ايشان نشسته بودند به محل جشن وارد شدند . در اتومبيل دوّم نيز والاحضرت شاهدخت شمس ، شاهدخت اشرف پهلوى قرار داشتند . علياحضرت ملكه پيراهن تيره‌رنگى به تن داشتند كه روى آن پالتوى پوست پوشيده بودند . يك كلاه مشكى لبه‌پهن نيز به سر داشتند . والاحضرت شاه‌دختها نيز كلاه بر سر داشتند . در آن روز اعليحضرت فقيد با قيافهء متبسم و خندانى به جشن وارد شده و با ديدن دوشيزگان و بانوانى كه لباس جديد پوشيده بودند ، اين شعف و خوشحالى هر لحظه بيشتر مىشد . بالاخره اعليحضرت براى ايراد نطق افتتاحيه ، پشت تريبون رفتند .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 381 | حسن مرسلوند