تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
احتياج دارند . آقايان تصديق مىفرمايند كه اگر يك روزى رسيد بين اين دو دولت همسايهء شمالى و جنوبى ما با دولت آلمان و شركاى اروپايى او يعنى دولت آلمان و ديگران صلح كردند ولى دولت ژاپن فرضا خاتمه نداد ، يعنى با دولت ژاپن در جنگ باشند ، آيا بازهم اين وضعيت سر جاى خودش باقى است ؛ يعنى بازهم وضعيت جغرافيايى ما اقتضا مىكند بر اينكه نيروى اين دو دولت در كشور ما باشند ؟ فرض بفرماييد دولت انگلستان و دولت شوروى با دولت آلمان و شركاى اروپايى او جنگ را تمام كردند و صلح شد ، اما با دولت ژاپن در حال جنگ باشند بنابراين باز بايد نيروى اين دو دولت در كشور ما باشند ؟ ايرادى كه بنده دارم و پيشنهادى هم دارم كه بايستى در اينجا قيد شود كه به محض خاتمهء جنگ بين انگلستان و شوروى و دولت آلمان و شركاى اروپايى او بايد نيروى خودشان را از كشور ما خارج كنند و از ايران بيرون بروند . حالا فرض بفرماييد اينجا به‌طور كلى نوشته‌اند شركاى او . فرض بفرماييد اينجا دولت ژاپن يكى از شركاى آلمان است . اگر فرضا صلح كردند باهم با دولتهاى اروپايى و باز اين جنگ با ژاپن باقى بود آن‌وقت تكليف ما چيست ؟ چرا بايد اين قيد در اينجا نباشد كه با شركاى اروپايى او ؟ اين يك ايراد بنده بود كه بنده در قسمت اوّل هم عرض كردم . اما در قسمت دوّم ملاحظه مىفرماييد در قسمت اوّل مىنويسد كه اگر جنگ بين دولت آلمان و شركاى او با دول متحده متاركه شد . اين عبارت خيلى صريح و روشن است و احتياج به هيچ‌گونه تعريف و تفسيرى ندارد . حالا چه شده است كه عبارت به اين روشنى را يك عبارت ديگرى ضميمه‌اش كرده‌اند و در ذيل ماده به عنوان تعريف شركاى آلمان اضافه كرده و نوشته‌اند : « مقصود از شركاى دولت آلمان هر دولت ديگرى است كه اكنون يا در آينده با يكى از دول متحده بناى مخاصمه گذاشته يا بگذارد . » يعنى با يكى از اين دو دولت شوروى و انگلستان در گذشته يا آينده در حال جنگ بوده است . اساسا اين تعريف براى چه بوده است اين تعريف براى اين بوده است كه روشن بكند دولت آلمان شركايش كىها هستند . اين تعريف كه خيلى روشن است و كسى نمىتواند ترديد بكند ؛ ولى با اين توضيح آخرى صددرصد آن را بر ضرر كشور ما تاريك و مبهم كرده است چرا ؟ براى اينكه در اين تعريف مىنويسد مقصود از شركاى دولت آلمان هر دولت ديگرى است كه اكنون يا در آينده با يكى از دول متحده بناى مخاصمه گذاشته يا بگذارد . حال فرض بفرماييد در آينده فرضا دولت انگلستان تنها با يكى از دولتهاى امريكاى جنوبى برزيل يا شيلى وارد جنگ شد ؛ اين تأثيرى به حال ما دارد ؟ اين چه ارتباطى با ما دارد ؟ اصلا اين براى چه نوشته شده است ! فرض بفرماييد كه اين دو دولت آمدند و جنگ خودشان را خاتمه دادند با دولت آلمان و ما هم از مخاصمه راحت شديم و ديگر ما نه سر راهشان هستيم نه وضع جغرافيايى ما ديگر ايجاب مىكند ، نه هيچ‌گونه بهانه هست براى كشور ما و با اين عبارت به اين روشنى كه نوشته شده است كه به محض اينكه جنگ خاتمه پيدا كرد ، بايد قوايشان را از كشور ما ببرند ، ديگر چه علت داشته است كه اين تعريف را علاوه كرده‌اند در آخر اين فصل . آقايان مىدانند و بنده تصور مىكنم كه بعضى از آقايان موافقين كه اكثر از
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 384 | حسن مرسلوند