تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
شوراى ملّى و فعاليت احزاب سياسى در ايران ، به حزب دموكرات پيوست . او در حقيقت يكى از مؤسسين آن حزب به شمار مىآيد . انديشه‌ساز حزب دموكرات و عضو كميتهء مركزى آن بود . مقدمه‌اى هم كه بر مرامنامهء حزب دموكرات نوشته شده به قلم اوست . علاوه به اين در روزنامهء ايران نو كه در حقيقت ارگان حزب بود ، مقالات سياسى و اجتماعى مىنوشت . امتياز روزنامهء ايران نو را سيد محمود شبسترى معروف به ابو الضياء داشت و رسول‌زاده مدتى سردبيرى آن را عهده‌دار بود . رسول‌زاده در اين روزنامه به دستگاه استبداد و ارتجاع به خصوص دولت روسيه شديدا حمله مىكرد و هرچه را كه در قفقاز نمىتوانست بنويسد ، در ايران نو نوشت . اين امر موجب رنجش كهنه‌پرستان و آرزومندان تجديد رژيم گذشته در ايران شد و همچنين خشم محافل دولتى روسيه را برانگيخت . با سقوط كابينهء دموكرات مستوفى الممالك و با روى كار آمدن سپهدار تنكابنى در 10 ربيع الاول 1329 ، طرف اعتداليون تقويت شد و آنان از يك‌سو و فشار سفارت روسيه ازسوىديگر موجب شد تا عناصر دموكرات مثل حيدر خان عمو اوغلى و رسول‌زاده از ايران اخراج شوند . رسول‌زاده پس از خروج از ايران به اسلامبول رفت و پس از دو سال اقامت در آن شهر ، هم‌زمان با اعلام عفو عمومى در روسيه ( به مناسبت سيصدمين سالگرد تاجگذارى خاندان رومانوف در 1913 م ) به بادكوبه بازگشت . در بادكوبه به حزب مساوات كه قبلا حزب دموكرات مسلمان خوانده مىشد و توسط او و چند تن ديگر تأسيس شده بود ، پيوست و در كنگرهء حزب كه در سال 1917 بر پا شد به مقام رياست حزبى نائل آمد . پس از انقلاب روسيه ( 1917 م ) و سرنگون شدن دولت تزاران ، مليتهاى مختلف ماوراى قفقاز ، مسلمانان ، گرجيها و ارمنيها در جهت نهضت‌هاى خود مختارى به حركت درآمدند . در ابتدا به فدراليسم روى آوردند و سپس به‌سوى تجزيه طلبى و استقلال كشيده شدند . در 22 آوريل 1918 جمهورى فدرال سرزمين قفقاز شامل سه دولت مسلمانان ، ارمنيان و گرجيان داخل دولت روسيهء شوروى اعلام موجوديت كرد . اما دولت فدرال دير نپاييد و شوراى فدرال در 26 مه 1918 اعلام انحلال كرد و در همان روز گرجستان و دو روز بعد ارمنستان اعلام استقلال كامل كردند و در 28 مه 1918 نيز شوراى ملى مسلمانان ، ماوراى قفقاز دولت جمهورى خود را كه شامل بخش شرقى و جنوبى ماوراى قفقاز مىشد رسما
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 310 | حسن مرسلوند