خيزش جمهوريهاى قفقاز به خوبى مىتوان ديد . او به دو مقولهء دموكراسى و سوسياليسم نظر ديگرى غير از ديدگاههاى دولت بلشويكى روسيه داشت . در كتاب خود به نام آيندهء دموكراسى ، چنين مىنويسد :
« براى ما مشرق زمينيان كه تازه به دموكراسى گام نهادهايم ، تحقيق در آيندهء دموكراسى ، مسألهء نظرى و مجرد نيست ؛ بلكه قضيهاى است بسيار مهم و واقعى و ارزش عملى دارد . مىتوانيد بپرسيد چرا ؟ براى اينكه فكر دموكراسى را ما مشرقيان از مغرب گرفتهايم ؛ يعنى از دنياى مدنيت معاصر . ولى مشرق آنگاه كار دموكراسى را آغاز نهاده كه اين سيستم در وطن اصلىاش اروپا و آمريكا در معرض انتقادهاى فراوان قرار گرفته است ؛ يعنى در فرانسه و انگليس و امريكا كه نام دموكراسىهاى بزرگ جهان را دارند . در مغرب آثار زيادى منتشر مىشوند كه از افول مدنيت معاصر ، ورشكستگى اروپا ، و انقراض دموكراسى سخنانى مىرانند . گذشته از آن انتقادها كمونيستها از چپ ، و فاشيستها از راست ، دموكراسى را آماج حملههاى كشندهاى قرار دادهاند . اين دو فرقه كه هركدام نوعى ديكتاتورى بر پا ساختهاند ، يكى دروغين بودن آيين دموكراسى را اعلام مىدارد ، ديگرى ناتوانى آن را . دموكراسى دشمنان علنى و سخت خود را در كشورهايى يافته است عارى از سنت دموكراسى مانند روسيه و ايتاليا ، و يا در ممالك ضعيف . به علاوه هستند دموكراتان معتقدى با هوشيارى راديكال كه هرچند سخن دشمنان دموكراسى را در ورشكستگى آن منكر باشند ، اما به اين معنى اعتراف دارند كه دموكراسى به حالت بحرانى و ضعف ، دچار گشته است . »
وى با اميدوارى به آيندهء دموكراسى و توصيهء آن براى ملل شرق چنين مىنويسد :
« جنگ عمومى در اقتصاد جهان و روابط بينالملل ، در تأسيسات سياسى و اقتصادى و اجتماعى كشورهاى غالب و مغلوب و حتى بىطرف ، كم خرابى بار نياورد . براثر آن ويرانگريها مسائلى به ميان آمده بس پيچيده و دشوار . . . در حل اين مسائل كشورهايى كه با اصول دموكراسى اداره مىشوند ، به مشكلات كمى برنخوردهاند و كم شكست نخورده .
بنابراين براى ما مشرقيان شناخت ماهيت اين وضع موجود ضرورى است . وضعى كه نقادان هواخواه دموكراسى به نام بحران از آن ياد مىكنند ، و مخالفان دموكراسى بدان نام
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣١٢