تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مسلسل‌هاى خود ببندند . دلايلى را كه افشار در نيمه‌شب براى رضا شاه كبير اقامه كرد و بيانات صادقانه او كه متكى به دلايل گويا و متقن بود شاه را به هيجان آورد . اعليحضرت اطمينان يافتند توطئه‌اى براى جان ايشان در نظر گرفته شده كه تا اين لحظه به خير گذشته و اما تا آخرين لحظه نبايد عامل اصلى اين سوءقصد اطلاعى از كشف اين فساد پيدا كند . توضيح آنكه وزير جنگ در سفر شمال جزو همراهان رضا شاه بود و اتومبيل حامل او بدنبال اتومبيل حامل اعليحضرت حركت مىكرد . رضا شاه كبير امر به احضار سرلشگر بوزرجمهر دادند . موضوع با بوزرجمهر در ميان نهاده شد . بوزرجمهر آمادگى خود را براى خنثى كردن توطئه يادآور شد و چون نقطه‌اى كه بايد توطئه صورت بگيرد دقيقا بوسيلهء ميرزا رضا خان افشار بعرض رسيد سرلشگر بوزرجمهر تأخير را صلاح ندانست و قرار شد خود با سه گروهان سرباز مسلح از تهران و فرماندهء تيپ گيلان با دو گروهان مسلح از رشت از دو سمت به طرف پل چالوس كه در جادهء چالوس و نزديك به شهر چالوس قرار دارد يورش برده و افراد اجير را دستگير و خلع سلاح نمايند . ميرزا رضا خان افشار استاندار اصفهان حتى آمار تعداد نفرات را هم كه در اطراف پل چالوس موضع گرفته بودند مىدانست و بعرض رسانيد كه عدهء آنها مجموعا چهل نفر بوده و از تفنگچيان ورزيده مىباشند . اعليحضرت به افشار دستور دادند براى اينكه هيچ نوع شائبه‌اى بوجود نيايد هم‌اكنون بدون تاخير و بدون اينكه لحظه‌اى در شهر تهران توقف كنيد با اتومبيل خودتان به اصفهان مراجعت نمائيد . به صورتى كه در اوائل وقت ساعت ادارى در پشت ميز خود حاضر باشيد . افشار به همين نحو عمل كرد و كاخ سلطنتى را ترك نمود و راه اصفهان را پيش گرفت و جز بنزين‌گيرى در بين راه ديگر در هيچ نقطه‌اى توقف نكرد . تا اينكه ساعت 9 بامداد به اصفهان رسيد و بلافاصله هم به استاندارى رفت و كار خود را آغاز نمود و اما براى اينكه گرد و خاك اتومبيل ايجاد شبهه نكند قبل از ورود به دروازه اصفهان به رانندهء خود دستور داد تمام گرد و خاك اتومبيل زدوده شود . سرلشكر بوزرجمهر نيز بىدرنگ دست به كار شد و ترتيب كار را از دو سمت داد و خود در پيشاپيش قرار گرفت و سه دسته گروهان تحت فرماندهى او از تهران و دو گروهان تحت فرماندهى فرمانده تيپ گيلان از رشت بسوى پل چالوس حركت كرد . طبق برنامهء قبلى هم در بامداد آن روز موكب شاه عازم كرج و از آنجا از طريق جادهء مخصوص رهسپار چالوس شد . ملتزمين همانهايى بودند كه از قبل تعيين شده بودند و در بين آنها وزير جنگ ديده مىشد . برنامه اين بود كه رضا شاه كبير و ملتزمين يكسره از تهران وارد چالوس شوند و ناهار را در مهمانسراى چالوس صرف نمايند و اما پس از اينكه اتومبيل حامل شاه به گچسر رسيد اراده فرمودند ساعتى در اين نقطه توقف نمايند و ضمن احضار وزير جنگ فرمودند : شما در حال حاضر به كدام بازى علاقه داريد آيا حاضريد پوكر و يا رامى بازى كنيم . وزير جنگ عرض كرد هرچه اعليحضرت اراده فرمايند . فرمودند بنابراين براى ساعتى جهت رفع خستگى به اتفاق به بازى رامى مىپردازيم چون علاقه دارم درجه مهارت شما را در اين بازى امتحان كنم و ببينم چگونه مىتوانيد طرف را مات كنيد . دستور العملى كه به سرلشگر بوزرجمهر داده شده بود براى خود او مفهوم بود ولى بوزرجمهر آن را با هيچيك از فرماندهان و افسران در ميان نگذاشت بلكه صرفا ماموريت چالوس را بررسى راه و ايمنى آنكه خط سير موكب شاهانه بود توجيه نمود . سرلشگر بوزرجمهر ازيك‌طرف و فرمانده تيپ گيلان از طرف ديگر رهسپار پل چالوس شدند درحالىكه ساعتى بعد موكب شاه بسوى چالوس ميراند . به سرلشگر كريم آقا بوزرجمهر و نيز فرماندهء تيپ گيلان تعليم داده شده بود با تانى و دقت كافى اقدام به دستگيرى مجريان توطئه نمايند و آنها نيز با دقت لازم و بدون