تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
ولى به نيك و بد همنشين تو مسئولى * بهم نشينى مردم به اختيار خودند معاشران تو گر چند تن ز خوبانند * غمت مباد كه ابناء روزگار بدند
ب :
اى كودك دانش طلب عاقبت‌انديش * اين پند بياموز كه گويند حكيمان مقدار معلّم ز پدر بيش بود بيش * كين پرورش تن دهد آن پرورش جان
شرح
( 55 ) - نقل از خاطرات « سرلشكر على اكبر ضرغام » در سالنامهء دنيا ، سال بيست و هفتم : « رضا افشار سمت استاندارى اصفهان را به عهده داشت . روز 25 آبان 1312 افشار احساس خطر براى مملكت كرد و اطمينان يافت خبرى كه از مجارى موثق كسب نمود كاملا حساب شده بود و قرار است تا 24 ساعت ديگر اجرا شود و در صورتى كه به مرحلهء عمل برسد مملكت به نابودى سوق پيدا مىكند . افشار ارتباط خود را با تهران برقرار كرد و كاخ سلطنتى را خواست و وقتى تلفن او با تلفن كاخ سلطنتى اتصال يافت خود را با اسم و رسم معرفى كرد و گفت : من حتما بايد براى موضوع بسيار لازم و ضرورى شرفيابى پيدا كنم و اگر هم شرفيابى به ساعت 4 بعد از نصف شب برسد بايد خود را به تهران رسانيده و موضوع را به عرض اعليحضرت برسانم . رضا شاه كبير كه معمولا زود به صرف شام مىپرداختند و در حدود ده شب به بستر مىرفتند هنوز به اتاق خواب نرفته بودند . پيغام تلفنى استاندار اصفهان بعرض رسيد و هرچه او دربارهء موضوع مهم و ضرورى يادآورى كرده بود براى رضا شاه كبير بازگو شد . ارتباط تلفنى همچنان برقرار بود ولى كسى كه گوشى تلفن را برداشته بود شرفياب بود تا پس از اينكه پيغام استاندار را بعرض رسانيد به پاى تلفن برگردد و جواب افشار را بدهد . شاه كه بروحيهء همهء افراد بخصوص والىها و حكام آشنايى داشتند ، موافقت خود را اعلام كردند ولى خاطرنشان كردند چون بامداد از طريق جادهء چالوس عازم مازندران مىباشند افشار بايد طورى حركت كند و خود را به تهران برساند كه قبل از حركت بسوى شمال بتواند شرفيابى پيدا نمايد . پيشخدمت مخصوص دستور شاهانه را به افشار ابلاغ كرد و افشار گفت بلافاصله پس از قطع ارتباط تلفنى با اتومبيل حركت خواهد كرد و خود را مستقيما به كاخ خواهد رسانيد . افشار درنگ نكرد و راه افتاد و اتومبيل در دل تاريك شب و آن جادهء ناهموار آن‌قدر پيش رفت كه در همان ساعت 4 بعد از نصف شب به تهران رسيد . رضا شاه كبير در قصرى كه روبروى دانشكدهء افسرى واقع در خيابان سپه قرار دارد سكونت داشتند . اين قصر پس از ساختمان كاخ مرمر و اسباب‌كشى شاه به اين كاخ در اختيار علياحضرت ملكه پهلوى قرار گرفت و هم‌اكنون نيز قصر اختصاصى عليا حضرت مىباشد . ميرزا رضا خان افشار در اين قصر در آن‌وقت شب شرفيابى حاصل كرد . او در كمال صداقت و بدون اينكه ايجاد تشويش و نگرانى نمايد موضوع را بطور روباز با شاه در ميان گذاشت . او در اصفهان خبر كاملا موثقى از توطئه عليه جان شاه دريافت كرده بود . او اطلاع يافت وزير جنگ در اين توطئه دست دارد و نقشهء آن را شخصا تنظيم كرده و وسائل كار را از هر نظر فراهم نموده و افراد را هم در محل مستقر كرده است . تا اينكه بلافاصله و بدون هيچ لحظه‌اى تاخير بمرحلهء اجرا درآيد . افشار بعرض رسانيد فردا كه اعليحضرت از طريق جادهء چالوس عازم شمال مىشوند با خطرى در سر راه خود مواجه مىشوند و نقطهء معهود نيز اطراف پل چالوس مىباشد كه قرار است به محض ورود اتومبيل حامل شاهانه نقشهء خائنانهء خود را به مرحلهء عمل درآورند و به حيات اعليحضرت پايان دهند . افشار اضافه نمود كه در حال حاضر افراد مسلح در اطراف محل مستقر مىباشند و اما نقشهء آنها با مهارت و استادى تهيه و تنظيم شده و هر لحظه در انتظار پيدا شدن موكب شاه مىباشند تا اتومبيل حامل شاهانه را به رگبار