ملّت ايران دامت تائيداتهم .
چون در تشكيل جمهوريّت بعضى اظهاراتى شده بود كه مرضى عموم نبود و با مقتضيات اين مملكت مناسبت نداشت لهذا در موقع تشرّف حضرت اشرف آقاى رئيس الوزراء دامت شوكته براى موداعه بدار الايمان قم نقض اين عنوان و الغاء اظهارات مذكوره و اعلان آن به تمام بلاد را خواستار شديم و اجابت فرمودند انشاءالله تعالى عموما قدر اين نعمت را بدانند و از اين عنايت كاملا تشكر نمايند .
الاحقر ابو الحسن الموسوى الاصفهانى - الاحقر محمد حسين غروى نائينى - الاحقر عبد الكريم حايرى » .
شرح
( 42 ) - نمونهاى از اين دسته از اشعار پروين :اين قصه شنيديد كه در باغ ، يكى روز * از جور تبر ، زار بناليد سپيدار
كز من نه دگر بيخ و بنى ماند و نه شاخى * از تيشهء هيزمشكن و ارّهء نجار
اين با كه توان گفت كه در عين بلندى * دست قدرم كرد بناگاه نگونسار* * *گفتش تبر آهسته كه جرم تو همين بس * كاين موسوم حاصل بود و نيست ترا بار* * *تا شام نيفتاد صداى تبر از گوش * شد توده در آن باغ ، سحر هيمهء بسيار
دهقان چو تنور خود ازين هميه برافروخت * بگريست سپيدار و چنين گفت دگر بار
آوخ كه شدم هيزم و آتشگر گيتى * اندام مرا سوخت چنين زاتش ادبار
هر شاخهام افتاد در آخر به تنورى * زين جامه نه يك پود بجا ماند و نه يك تار
چون ريشهء من كنده شد از باغ و بخشكيد * در صفحهء ايام ، نه گل باد و نه گلزار
از سوختن خويش همىزارم و گريم * آن را كه بسوزند ، چو من گريه كند زار
كو دولت و فيروزى و آسايش و آرام * كو دعوى ديروزى و آن پايه و مقدار* * *خنديد بر او شعله كه از دست كه نالى * ناچيزى تو كرد بدينگونه تو را خوار
از گفتهء ناكردهء بيهوده چه حاصل * كردار نكو كن ، كه نه سوديست ز گفتار
آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت * روز عمل و مزد ، بود كار تو دشوار
از روز نخستين اگرت سنگ گران بود * دور فلكت پست نمىكرد و سبكسار
امروز ، سرافرازى دى را هنرى نيست * مىبايد از امسال سخن راند ، نه از پار