تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
وى در گيلان با آن سوابق زشت به تلافى نارضايىهاى مردم از اين سوء انتصاب و مستور داشتن عدم صلاحيت خويش در برابر افكار عمومى ، جمعى از بازماندگان نهضت جنگل را كه در شهردارى رشت خدمت مىكردند و وظايفشان را در نهايت درستى و علاقمندى انجام مىدادند از خدمت اخراج نمود . به اين هم بسنده نكرد ، عده ديگرى را به قصد انتقام‌جويى متهم ساخت و سروكارشان را به ديوان جزايى عمّال دولت كشاند . او به وضع صادرات و واردات بازرگانى گيلان تشكيلات دلخواه خود را داد و در برابر سياست بازرگانى انحصارى دولت شوروى به جبهه‌گيرى پرداخت كه اين اقدام موجب ناخشنودى همسايه شمالى شد . رضا افشار در سال 1310 حكمران كرمان و در 1311 مسئول راه‌سازى كشور مىشود . در اواخر سال 1311 به جهت عدم كوشش در راه‌سازى جاده چالوس از كار بر كنار و پس از مدتى استاندار اصفهان مىشود و در همين سمت است كه گفته مىشود رضا شاه را از خطرى رهانده 55 . در سال 1314 به سبب سوءظن و احتمالا شركت در توطئه بختيارىها عليه دولت مركزى ، تحت نظر نظميه قرار مىگيرد . اندكى بعد بازداشت و در سال 1315 به اتهام سوءاستفاده مالى از خدمات دولتى بر كنار مىشود . م : 1 - فخرائى ، ابراهيم . سردار جنگل . 2 - مجلهء آينده ، سال سيزدهم ، شماره 12 - 8 . صاحب امتياز ايرج افشار . 3 - شجيعى ، زهرا . نمايندگان مجلس شوراى ملّى در بيست و يك دوره قانون‌گذارى . 4 - سالنامهء دنيا ، سال بيست و هفتم . صاحب امتياز عبد الكريم طباطبائى .

اقبال آذر ، ابو الحسن [ اقبال السلطنه ]

ابو الحسن اقبال آذر در سال 1292 قمرى در قريهء « مالوند قزوين » تولد يافت . تا مدتها با عنوان « ابو الحسن خان قزوينى » شهرت داشت . در طول عمر خود ، بارها به « تهران » آمد و سه بار قصد اقامت در آن را داشت . بار اول با « محمد على ميرزاى قاجار » آمد و در زمان سلطنت وى در دربار بود . « محمد عليشاه » بقدرى نسبت به او علاقه داشت كه وقت پناهندگى در سفارت روس نيز وى را با خود برده بود . ولى اقبال چون به خروج از ايران راضى نبود ، بواسطه « ثقةالاسلام » و « ستار خان » از « محمد عليشاه » مىخواهد كه از بردن
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 241 | حسن مرسلوند