تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
محمد هاشم افسر چون به لهجه غليظ سبزوارى و خيلى تند حرف مىزد و تقريبا سخن گفتنش براى مخاطبين نامفهوم بود ، روزنامهء « ناهيد » به شوخى به او لقب « چلچلة العلماء » داده بود . وى چندى نيز رئيس « انجمن ادبى تهران » بود و سرانجام در 19 شهريور 1319 خورشيدى در تهران درگذشت . م : 1 - بامداد ، مهدى . شرح حال رجال ايران ، ج / 6 . 2 - ملك‌الشعراء بهار ، محمد تقى . تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ج / 1 . 3 - شجيعى ، زهرا . نمايندگان مجلس شوراى ملّى در بيست و يك دوره قانون‌گذارى . 4 - باستانى پاريزى ، محمد ابراهيم . تلاش آزادى . 5 - قزوينى ، محمد . يادداشتهاى قزوينى ، ج / 8 - 7 . به كوشش ايرج افشار . 6 - مجلهء آينده ، سال هفتم ، شماره 10 - 9 . صاحب امتياز ايرج افشار . 7 - مجلهء آينده ، سال اوّل ، شماره 2 . صاحب امتياز محمود افشار .

افشار ، رضا

رضا افشار [ ميرزا رضا خان دارا ] فرزند ميرزا شفيع خان در حدود سال 1266 خورشيدى در اروميه تولد يافت . او داراى تحصيلات متعارف بوده و بعدها طى سفر به آمريكا تا حدود سطح عالى به تكميل تحصيلات پرداخت . افشار در جوانى به خدمت در وزارت ماليه مىپردازد و هم‌زمان با قيام « ميرزا كوچك خان جنگلى » در گيلان ، پيشكار ماليه مىشود . او در جنبش جنگل نقش خائنانه‌اى را عليه هم‌وطنان خود و بنفع قواى انگليسى بازى مىكند . بطور كلى رضا افشار از بيگانه‌پرستان آشكارى است كه مدتى در خدمت سياست استعمارى انگلستان و پس از آن تا آخر عمر در خدمت سياست استعمارى آمريكا بسر برده است . در جنبش گيلان او موفق مىشود بين دو تن از سران نهضت ، « ميرزا كوچك خان » و « حاج احمد كسمايى » بطورى اختلاف اندازد كه طرفين بر عليه يكديگر به صف‌آرايى برخيزند . ازيك‌طرف براى « حاج احمد » پول مىفرستاد و بلافاصله به « ميرزا » گزارش مىداد كه « حاج احمد » با توسل به زور از او پول گرفته و بالعكس گاهى از مراجعات « ميرزا