تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
كوچك خان » جهت وصول حقوق نفرات خود به « كسمايى » شكايت مىبرد . و معروف است كه وى فاصلهء بين « كسما » مقر فرماندهى « حاج احمد كسمايى » و « گوراب زرمخ » پايگاه تحت فرماندهى « كوچك خان » را پياده طى مىكرد و به اختلاف افكنى مىپرداخت . تمام سعى او اين بود كه آنها را مدتى بهم مشغول كند تا « وثوق الدوله » ( رئيس‌الوزرا ) نيروى كافى جهت سركوبى جنگليها تهيه و به منطقه گيلان بفرستد . رضا افشار كه در رهبرى جنبش گيلان نفوذ كرده و رسما عضو « كميته » بود و ماليهء نهضت را در اختيار داشت در بحبوحه گرفتاريهاى جنگل و شكست قواى « ميرزا كوچك خان » ، مبلغ هشتصد و چهل هزار ريال وجه نقد صندوق جنگل را كه مىبايست به مصرف هزينه‌هاى جنگى برسد ربوده و به تهران فرار مىكند . او در تهران با اين پول حلال ! به كسب و تجارت پرداخته ، از جمله معامله پرسود يك قطعه زمين وسيع از سه‌راه شاه تهران را انجام مىدهد ؛ و نيز به كار صادرات فرش و قاليچه به آمريكا مىپردازد . افشار با « سرپرسى كاكس » عاقد قرارداد 1919 ، طرح دوستى ريخته و با خدمت در دستگاه انگليسيها به ثروت بيشترى دست مىيابد . سپس به آمريكا مىرود و تحت جاذبه ترقيات آن قاره قرار مىگيرد ! او پس از بازگشت به ايران ، كار سياسى خود را در كنار هيئت مشاوران آمريكايى شروع مىكند و از رايزنان نزديك « دكتر ميلسپو » مىشود . ميرزا رضا افشار در دور پنجم مجلس شوراى ملى ( 1303 خ ) براى اولين بار به‌عنوان وكيل مردم اروميه وارد مجلس مىشود . مجلس پنجم شوراى ملى يكى از ادوار بسيار مهم و حساس بوده كه حوادث و اتفاقات خاصى در اين دوره بوقوع پيوسته . مىتوان گفت كه در طى اين مجلس كليه امور سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى ايران دگرگون شده است . از مهمترين حوادثى كه در اين دورهء تقنينيه اتفاق افتاده تصويب ماده واحده انقراض سلطنت قاجاريه و سپردن حكومت موقتى به « رضا خان » است ، كه رضا افشار عضو فراكسيون مليون و يكى از امضاكنندگان اين ماده واحده است ؛ ( 9 آبان 1304 ) . پس از انقراض سلطنت قاجاريه ، مجلس مؤسسان تشكيل مىشود ( 15 آذر 1304 ) ، و رضا افشار به نمايندگى از مردم اروميه در شعبه اول اين مجلس به فعاليت مىپردازد . افشار ازآن‌پس در جرگه هواخواهان دوآتشه « رضا خان » درآمده و در دوره‌هاى پنجم ، ششم ، هفتم و بعدها در دوره هجدهم به مجلس شوراى ملى راه مىيابد . او در هنگام تصدى « نصرت الدوله » در وزارت ماليه ( 6 - 1305 خ ) ، با او درگير مىشود . و سپس در سال 1307 به حكمرانى گيلان منصوب مىشود .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 240 | حسن مرسلوند