تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
صاحب آن‌همه گفتار امروز * سايل فاتحه و ياسين است دوستان به كه ز وى ياد كنند * دل بىدوست دلى غمگين است خاك در ديده بسى جان‌فرساست * سنگ بر سينه بسى سنگين است بيند اين بستر و عبرت گيرد * هركه را چشم حقيقت بين است هركه باشى و ز هرجا برسى * آخرين منزل هستى اين است آدمى هرچه توانگر باشد * چون بدين نقطه رسد مسكين است اندر آنجا كه قضا حمله كند * چاره تسليم ، و ادب تمكين است زادن و كشتن و پنهان كردن * دهر را رسم و ره ديرين است خرّم آن‌كس كه درين محنتگاه * خاطرى را سبب تسكين است
م : 1 - صفا ، دكتر ذبيح اللّه . گنج و گنجينه . 2 - آژند ، يعقوب . ادبيات نوين ايران . 3 - ديوان پروين اعتصامى .

اعظام قدسى ، حسن [ اعظام الوزاره ]

حسن اعظام قدسى فرزند ملا على مدرس فرزند عليرضا در سيزدهم ماه صفر 1308 قمرى مطابق با 1268 خورشيدى در تهران به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى را از چهارسالگى و از مكتب‌خانه آغاز كرد ؛ جامع المقدمات را از ده‌سالگى نزد « سيد على اكبر امام جمعه » شروع كرد و پس از چندى به لباس روحانيون ملبس گرديد و روضه‌خوان شد . او پس از مدت زمانى در كلاس درس هيئت « سرتيپ مهندس عبد الرزاق بغايرى » حاضر شد و در آن كلاس با افكار مشروطه‌خواهى و آزادىخواهى آشنا گرديد . پس از واقعهء به توپ بستن مجلس شوراى ملّى توسط « محمد عليشاه » ( 1287 خ ) ، او به طالقان و از آنجا به رشت رفت و در آن شهر به پيشنهاد « اعظام السلطان » عضو تحقيق خاصه در شرعيات محكمه ايالتى گرديد . او هرگز وارد جرگه مشروطه‌خواهان رشت نگرديد و در امور سياسى وقت مداخله ننمود . پس از فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان ( 23 تير 1288 ) او به تهران آمد و به حزب « دموكرات » پيوست و عضو كميسيون تفتيش اين حزب شد . به هنگام جنگ اول جهانى و ورود قواى بيگانه به خاك ايران ، او همراه ساير آزادىخواهان به غرب كشور مهاجرت كرد و سپس براى انجام يك مأموريت به نجف رفت . او مأمور بود كه در نجف ضمن تماس و