صاحب آنهمه گفتار امروز * سايل فاتحه و ياسين است
دوستان به كه ز وى ياد كنند * دل بىدوست دلى غمگين است
خاك در ديده بسى جانفرساست * سنگ بر سينه بسى سنگين است
بيند اين بستر و عبرت گيرد * هركه را چشم حقيقت بين است
هركه باشى و ز هرجا برسى * آخرين منزل هستى اين است
آدمى هرچه توانگر باشد * چون بدين نقطه رسد مسكين است
اندر آنجا كه قضا حمله كند * چاره تسليم ، و ادب تمكين است
زادن و كشتن و پنهان كردن * دهر را رسم و ره ديرين است
خرّم آنكس كه درين محنتگاه * خاطرى را سبب تسكين است
م : 1 - صفا ، دكتر ذبيح اللّه . گنج و گنجينه .
2 - آژند ، يعقوب . ادبيات نوين ايران .
3 - ديوان پروين اعتصامى .
اعظام قدسى ، حسن [ اعظام الوزاره ]
حسن اعظام قدسى فرزند ملا على مدرس فرزند عليرضا در سيزدهم ماه صفر 1308 قمرى مطابق با 1268 خورشيدى در تهران به دنيا آمد .
تحصيلات ابتدايى را از چهارسالگى و از مكتبخانه آغاز كرد ؛ جامع المقدمات را از دهسالگى نزد « سيد على اكبر امام جمعه » شروع كرد و پس از چندى به لباس روحانيون ملبس گرديد و روضهخوان شد . او پس از مدت زمانى در كلاس درس هيئت « سرتيپ مهندس عبد الرزاق بغايرى » حاضر شد و در آن كلاس با افكار مشروطهخواهى و آزادىخواهى آشنا گرديد . پس از واقعهء به توپ بستن مجلس شوراى ملّى توسط « محمد عليشاه » ( 1287 خ ) ، او به طالقان و از آنجا به رشت رفت و در آن شهر به پيشنهاد « اعظام السلطان » عضو تحقيق خاصه در شرعيات محكمه ايالتى گرديد . او هرگز وارد جرگه مشروطهخواهان رشت نگرديد و در امور سياسى وقت مداخله ننمود .
پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان ( 23 تير 1288 ) او به تهران آمد و به حزب « دموكرات » پيوست و عضو كميسيون تفتيش اين حزب شد . به هنگام جنگ اول جهانى و ورود قواى بيگانه به خاك ايران ، او همراه ساير آزادىخواهان به غرب كشور مهاجرت كرد و سپس براى انجام يك مأموريت به نجف رفت . او مأمور بود كه در نجف ضمن تماس و