تضمين غزلى از محيط قمى مولوديّه در مدح حضرت ولى عصر ( عج )
اى حقّطلبان گوش نماييد به گفتار * اى نيكدلان مىرسدم رايح دلدار
صاحبنظران گشته ظهور شه غمخوار * « اى منتظران مژده كه آمد گه ديدار
بر بام برآييد شده ماه پديدار » * جان بر تن و قوّت به دل و باصره آمد
از پرده برآييد كه امروز شه آمد * نغمه بسراييد ، مهِ چهارده آمد
« از خانه درآييد كه جانان ز ره آمد * جان پيشكش آريد كه زر نيست سزاوار »
آن مقصد كلّ ، نيّر مسعود ، كه باشد ؟ * سرحلقهء دين ، بندهء معبود ، كه باشد ؟
آن منبع فيض و نعم و جود كه باشد ؟ * « شاهنشه دين ، حجّت موعود ، كه باشد ؟
بر قافلهء كون و مكان قافلهسالار » * آن مير جهان ، حجّت حق ، صاحب صمصام
خوان نعمش سال و مه و هفته و ايّام * گسترده و افشانده به هر خاص و به هر عام
« بابش ز عرب باشد و هستش ز عجم مام * آن فخر عرب ، ذخر عجم ، نخبهء ابرار »
امروز خدا كرده عطا تحفهء ناياب * گرديده گلستان نبىّ خرّم و شاداب
مولود شه كون و مكان فاتح ابواب * « عيد است نگاران پى شيرينى احباب
بگشا به شكرخنده لب لعل شكربار » * عيد است و پسنديده بود جام مسلسل
عيد است و مكن ساقى ميخانه تعلّل * عيد است و به دل نيست مرا هيچ تزلزل
« عيد است و بود مولد مسعود شه گل * همنام شهنشاه رسل ، احمد مختار »
خواجه ! به دل انديشه مكن صحبت حوران * زاهد ! تو مزن طعنه به افكار خموران
مفتى ! مكن اعراض تو از قافيهگويان * « اى شيخ ! مكن منع من از عشق نكويان
كز منع توام حرص فزون گردد و اصرار »