سرود خونين
بشنو ز لبم سرود خونين حسين * در خون بنگر فرود خونين حسين
هرچند فروديست ، فرازيست ، ولى * بر چوبهء نى صعود خونين حسين
سخن كوتاه
عمرى بگذشت لفظبازى كرديم * در شرح غمش قافيهسازى كرديم
شد لاله شد ، ما ولى چون سوسن * كوتاه سخن ، زباندرازى كرديم
عاقلان مجنون
در كوى نگار عاقلان مجنونند * در مسلخ عشق عاشقان در خونند
چون وصف كنم عاشقانش چونند ؟ * از دايرهء عقل همه بيرونند
خونبها
در راه تو پا نمىشود هرگز سست * عهديست كه بستهايم از روز نخست
گفتى كه هرآنكه عاشقم شد بكُشم * اينك تو بكش ، كه خونبهايم با توست
فارسان و الفجر
بر سينهء شب تيغ فلق خواهد خورد * بر حنجر كفر ، تير حقّ خواهد خورد
سوگند به فارسان و الفجر ، آخر * تاريخ به دست ما ورق خواهد خورد
در خلوت انس
در خلوت انس ، گوشهاى ما را بس * از خرمن عشق ، خوشهاى ما را بس
روزى كه همه بار سفر مىبندند * از لطف تو ، راهتوشهاى ما را بس