بىفاصله
آيا چه شود كه اينچنين فرض كنيم * بالوپرى از فرشتهها قرض كنيم
آهسته به خلوتت درآييم ، آنگاه * بىفاصله حرف خويش را عرض كنيم
باشد ، باشد
خواهى در وصل بسته باشد ، باشد * يا اين دل خفته ، خفته باشد ، باشد
گفتى كه دلشكسته را دارى دوست * خواهى دل من شكسته باشد ، باشد
دُردنوشان درد
ماييم ز دَرد ، دُردنوشانى چند * در حلقهء تو حلقهبهگوشانى چند
ما را سر كوى عشق ، سامانى ده * ماييم و تنى خانه به دوشانى چند
قربانى
در موج حوادث زمان گم شدهايم * محتاج به يك غنچه تبسّم شدهايم
درماندگى ما بنگر تا به كجاست * قربانى يك خوشهء گندم شدهايم
اى مايهء شور
اى مايهء شور و طربانگيزى من * تا كى بندى كمر به خونريزى من
مىگويم و فاش تا بدانند همه * من مولوىام ، تو شمس تبريزى من