جالبى معنى و تفسير مىنمود ، گاهى زبان دل را با اشعارى نغز و دلنشين سروده ، كه مقدارى از آنها را با خطّ زيباى خود مدوّن داشته است .
هادى ، شاعرى توانا و اديبى مسلّط به مسائل ادبى بود و بسيار مهربان ، خليق ، خوشصحبت و مؤدب و مجلسآرا . »
نمونه اشعار زير از نظم تواناى اوست :
عروس دهر
به حسن خلق تو بودم چه سالها دلشاد * مَنَت مريد وفادار بودم و تو مراد
هميشه مورد لطف و عنايتت بودم * كنون چه ديدهاى از من ؟ كه بردىام از ياد
خلاف عهد مودّت نه شرط انصاف است * بگو چه شد كه چنين شد ، چه اتفاق افتاد ؟
به نيمجرعه شدى مست و بىخبر اى دوست * غرور جاه و مقامت شكست عهد و داد
به خودستايى و نازت مرا نيازى نيست * عروس دهر نپايد به بهترين داماد
خطا بود ز فرومايه ، انتظار وفا * من اين لطيفه شنيدم زمانى از استاد
وجود دوست بسى پربها بود « هادى » * به ويژه آنكه به خيرت همىكند ارشاد
آخر الأمر . . .
ديدى آن مرد شوربخت لئيم * عاقبت از جهان چه با خود برد ؟
از پى جمع مال در همه عمر * خواب راحت نكرد و سير نخورد
كس نديد از وجود او خيرى * با كسى دست عافيت نفشرد
گريهء مستمند و اشك يتيم * زنگ خبث و لئامتش نفشرد
فرد مصداق « الّذى جمع » * غرقه در فكرت شمار و شمرد
نز حياتش دلى از او خرسند * نز مماتش دلى ز غم افسرد
كرد عمرى ستايش زر و سيم * آخر الأمر ، مرد و هيچ نبرد
لخت و عريان ز خانه شد بيرون * مال و مكنت به ديگران بسپرد