غربى رواق شيخ صدوق ، به خاك سپرده شد .
وحدت ، صرفنظر از مقامات عرفانى ، شاعرى توانا و متبحّر بود و شيوهاش در شعر غزلسرايى بود و غزل را با استادى مىسرود . مجموعه غزليّاتش ، كه متجاوز از چهار هزار و پانصد بيت مىشود ، با همّت يكى از مريدانش به نام ميرزا محمّد على فخيم ، جمعآورى و براى نخستين بار توسّط كتابفروشى ميرزا اسد اللّه شهشهانى در تهران به چاپ رسيد و مكرّر نيز طبع گرديد و پس از آن بار ديگر در قطع جيبى با خطّ استاد ميرخانى و با مقدّمهء شمس العرفاء تجديد چاپ شد و در سال 1345 شمسى ديوان وحدت ضميمهء گنجينة الأسرار عمان سامانى ، به اهتمام شاعر نامور محمّد على مجاهدى ( پروانه ) طبع و نشر گرديد و در سال 1349 بار ديگر با قطع جيبى با خطّ استاد جواد شريفى با طرزى زيبا به زيور طبع آراسته شد و نيز در سال 1364 فرشيد يوسفى ، شاعر و محقّق كرمانشاهى ، ديوان كامل وحدت را به ضميمهء چهل شاعر در گذشتهء كرمانشاه با خطّ زيباى عبد اللّه جوارى كرمانشاهى منتشر كرد و باز در همين سال ديوان وحدت به ضميمهء اشعار رياضى سمرقندى به اهتمام حاج مير طاهر چاپ شد و همين چاپهاى مكرّر ديوان وحدت ، اهميّت مقام عرفانى و منزلت ادبى او را در شعر و توجّه خاصّ مردم را به اشعار وى نشان مىدهد .
ذوق مناجات
آتش عشقم بسوخت خرقهء طاعات را * سيل جنون در ربود رَختِ عبادات را
مسألهء عشق نيست درخور شرح و بيان * بَه كه به يكسو نهند لفظ و عبارات را
دامن خلوت ز دست كى دهد آن كس كه يافت * در دل شبهاى تار ، ذوق مناجات را
هر نفسم چنگ و نى ، از تو پيامى دهد * پى نبرد هركسى ، رمز و اشارات را
جاى دهيد امشبم ، مسجديان ! تا سحر * مستم و گم كردهام ، راه خرابات را
دوش تفرّجكنان ، خوش ز حرم تا به دير * رفتم و كردم تمام ، سير مقامات را
غير خيالات نيست عالم و ، ما كردهايم * از دم پير مغان ، رفع خيالات را