همصدا
ديدهام با اشكهايت آشناست * قلب من با غصّههايت همصداست
از غمت جا مانده خونين خنجرى * در ميان سينهام يادت بهجاست
نىلبك
نىلبك ! از غم بگو خود قصّهء ماتم بگو * اوّلين و آخرين اندوه من را هم بگو
نىلبك ! اى ساز من ، اى بهترين آواز من * از دل تنگ من و از غصّه يك عالم بگو
محبّت
بيا به روى محبّت ز دل سلام كنيم * به پاس مقدم سبزش ز جا قيام كنيم
بيا نسيم بهارى ! به سبزه سر بنهيم * به دشت عاطفه هر لحظه احترام كنيم