تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
كه اولين شعر من باشد بدين‌گونه حيات شاعرىام آغاز شد . » مستوفى از سال 1374 به‌طور جدى به شعر و شاعرى پرداخت و در سال 1379 رتبه اول را در شعر دانش‌آموزى استان را كسب كرد و در سال 1381 نخستين مجموعه شعر خود را با عنوان « اتاق تلخ » به اتفاق اسماعيل ثقفى چاپ و منتشر كرد . مستوفى مىگويد : « اگر در رهگذر شعر توفيقى نصيبم شده آن را مديون مهربانيهاى مادر و تلاش دلسوزانهء پدر و راهنمائى استادانم مىدانم . »

درخت ، كوير

درختى لخت در صحن كوير آهسته مىرقصد * درخت از هاىوهوى بادها پيوسته مىرقصد تمام خارهاى بىدوام دشت مىدانند * كه او تا سالها ، پيوسته و آرام مىرقصد تماشائى است تصوير درخت لخت هنگامى * كه مثل دخترى با چشمهاى بسته مىرقصد هرازگاهى كلاغى روى دستش مىنشيند * و او با قارقار يك كلاغ خسته مىرقصد تمام اين كوير خسته بىترديد مىدانند * كه او با شاخه‌هاى اصليش نشكسته مىرقصد

از بغض تا فرياد

كاشكى نام مرا از ياد مىبردند * بغض را تا مرزى از فرياد مىبردند خواب مىديدم كه در طوفانى از پائيز * پيكرم را بر خلاف باد مىبردند خواب مىديدم كه در شيرين‌ترين ساعات * عشق را از سينهء فرهاد مىبردند باز ديشب با تمام خاطرات تلخ * عاشقى را در مه بيداد مىبردند
* * *
كاش مىشد بر زبان اين شعرهايم را * يا مىآوردند يا از ياد مىبردند

اتاق تلخ

ناگهان در لحظه‌هايى از اتاق تلخ * اتفاق افتادم امّا اتّفاقى تلخ
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 36 | سيد محمد باقر برقعى