سينهبهسينه غم تو راز شد * شاهد شبهاى پرآواز شد
گوهر درياى عفافى شما * درّ حيايى و عزيز خدا
آنكه دلش با تو همآوا شده * موجشكن در دل دريا شده
با تو حديث غم ياران شنيد * نغمهء پردرد بهاران شنيد
وارث اشك و غم و آه علىّ ! * دفتر صبرى و نگاه علىّ
با تو شده كاخ ستم واژگون * گشته به درياى عدم رهنمون
درّ حيا را چو تو خود مظهرى * آينهدار ره هر باورى
با تو زمين فخر فروشد به صبر * دست بشويد ز تمنّاى ابر
غيرت آن دست بريده تويى * نالهء آن زخم چكيده تويى
گرچه برادر به فراتش رسيد * آب بديد و لب خود را نديد
تشنه اگر وارد پيكار شد * سير به دست شه كرّار شد
كربوبلا بود و عطش در خروش * نالهء گل بود و غرورى خموش
طفل عطش سينهء خون را مكيد * كربوبلا در شطى از خون دميد
زخم درد
دلم با شوق دمسازى ، ز زخم درد مىگويد * سحر را باز در يك امتداد سبز مىپويد
براى ديدن خوابى پر از باران ، مرا بردى * ولى ديدم مرا باران ، كنار درد مىجويد
مرا بردى تو تا كنج غزلهاى پريشانى * و گفتى خواب چشمانت در اينجا خوب مىرويد
ز درد من ، غزل ناله ، قصيده اشك مىبارد * ولى عطر غم من را دوبيتىهام مىبويد