خطبهء دشمنشكن روز ما ! * نالهء شبهاى پر از سوز ما !
كربوبلا از گذر ما گذشت * داغ دل زينبيان تازه گشت
در خم هر كوچهء ما گل دميد * پاى چكاوك به اسارت كشيد
ما كه همه داغ جوان ديدهايم * آتش و خون را به عيان ديدهايم
در تو حديث غم ما گم شود * قطره به درياى شما گم شود
كن نظرى ، كرب و بلامان شكفت * زينب دوران و صدامان شكفت
دختر درياى نجابت ! ببار * تا ز تو سرسبز شود اين ديار
بهار وصل
اى چتر چمن كشيده چون سايهء تاك * آغوش دلت نشسته در مجمر پاك
اى لالهء قد كشيده از عشق خدا * بوسه زدهاى تو بر لبتشنهء خاك
كردى سفرى به شهر آرام خدا * با رويش آينه در آن سينهء چاك
شستى دل خود به آب پاكى و صفا * از رويش غيرتت شب تار هلاك
اى نغمهء دور مانده از بغض سكوت * روييد بهار وصل تو يك شب پاك
اى سبزترين ترانهء باد بهار ! * تا بام فلك تو بردهاى تودهء خاك
تقديم به آقا امام زمان ( عج ) پاييز عشق
بهارا ! دورىات پاييز عشق است * سكوت تلخ و وهمانگيز عشق است
بيا و با حضورت سبز گردان * دلى را كز غمت لبريز عشق است
عشق سرشار
طلوعى كن حضور سبز ديدار * منم در جادهء حيرت پديدار
تو هم در آسمان سبز دلها * بيا بشكفته باش اى عشق سرشار