تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
خطبهء دشمن‌شكن روز ما ! * نالهء شب‌هاى پر از سوز ما ! كرب‌وبلا از گذر ما گذشت * داغ دل زينبيان تازه گشت در خم هر كوچهء ما گل دميد * پاى چكاوك به اسارت كشيد ما كه همه داغ جوان ديده‌ايم * آتش و خون را به عيان ديده‌ايم در تو حديث غم ما گم شود * قطره به درياى شما گم شود كن نظرى ، كرب و بلامان شكفت * زينب دوران و صدامان شكفت دختر درياى نجابت ! ببار * تا ز تو سرسبز شود اين ديار

بهار وصل

اى چتر چمن كشيده چون سايهء تاك * آغوش دلت نشسته در مجمر پاك اى لالهء قد كشيده از عشق خدا * بوسه زده‌اى تو بر لب‌تشنهء خاك كردى سفرى به شهر آرام خدا * با رويش آينه در آن سينهء چاك شستى دل خود به آب پاكى و صفا * از رويش غيرتت شب تار هلاك اى نغمهء دور مانده از بغض سكوت * روييد بهار وصل تو يك شب پاك اى سبزترين ترانهء باد بهار ! * تا بام فلك تو برده‌اى تودهء خاك

تقديم به آقا امام زمان ( عج ) پاييز عشق

بهارا ! دورىات پاييز عشق است * سكوت تلخ و وهم‌انگيز عشق است بيا و با حضورت سبز گردان * دلى را كز غمت لبريز عشق است

عشق سرشار

طلوعى كن حضور سبز ديدار * منم در جادهء حيرت پديدار تو هم در آسمان سبز دل‌ها * بيا بشكفته باش اى عشق سرشار
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 285 | سيد محمد باقر برقعى