تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

اى دل !

مرا بر موج طوفان بردى اى دل * سوار زورق جان بردى اى دل براى ديدن يك‌لحظهء سبز * شبى تا زير باران بردى اى دل

چراغ سبز

اگر دل را رهين گل بدارى * به دل يك جرعه از عشقت ببارى براى روشنىِ چشمِ فردا * چراغى سبز در دل‌ها بكارى

آفتاب نينوا

آب را او در نفس‌هاى عطش مىجويد * لاله‌ها را با سرود سرخ « لا » مىبويد بر فراز قلّهء صبرش كنون با شوقى * آفتابى در غروب نينوا مىرويد

صبر زينب

آنكه با سوز دل تشنه‌لبان مىسوخت ، زينب بود * آتشى در كاخ بيداد و ستم افروخت زينب بود گرچه دريايى ز غم در چشم زينب موج زد ، امّا * آنكه رسم صبردارى را به صبر آموخت ، زينب بود