تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
دميد لالهء وحشى به دامن كهسار * بساط سبزه زمين را چو فرش ديبا شد نشست بر سر هر شاخه مرغكى خوشخوان * زبانِ بستهء بلبل دوباره گويا شد گذشت موسم سرما و برف و تاريكى * رسيد نوبت شادى و فصل گرما شد رميد زاغ و زغن از ميان باغ و چمن * به بانگ قمرى و بلبل ببين چه غوغا شد نگارخانهء چين گشته باغ و دشت و دمن * شكوفه بر سر گل‌بوته‌ها هويدا شد به حجله‌گاه چمن ، نوعروس گل آمد * به جان خسته‌دلان ، شوق تازه بر پا شد به شادى رخ زيبابتان و مهرويان * بگير جام مى اكنون ، گرت مهيّا شد چو « مهريار » ببر غم ز ياد و باده بنوش * كنون كه موسم گلگشت باغ و صحرا شد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 281 | سيد محمد باقر برقعى