امام حسين عليه السّلام
ساقى بده پيمانه را تا مست مستم * من مست صهباى تو از جام الَستم
تا كربلا ميخانه و ساقى حسين است * من مفلس و درمانده و ساغر بدستم
حضرت عباس عليه السّلام
با ناله بگو كه بىتو آهم خشكيد * هر قطره اشك در نگاهم خشكيد
با ساقى الْغمه بگو آب فرات * در ديدهء خشكيده براهم خشكيد
واژه آزادگى
با حضور سبز تو در دشت خون * واژه آزادگى معنا گرفت
پيكرت از ذو الجناح تا شد نگون * نخل آئين پيمبر پا گرفت
اى دل
هميشه ساكت و سردى تو اى دل * چو زخم كهنه پردردى تو اى دل
ميان خاطرات سرد و بىرنگ * بدنبال چه مىگردى تو اى دل
واژهء آغاز
حديث و آيهء اعجازى اى دوست * سكوت مبهم يك رازى اى دوست
بسر فصل كتاب زندگانى * هميشه واژهء آغازى اى دوست
در بوته صبر
آن روز كه اسرار ، عيانم كردند * در بوته صبر ، امتحانم كردند
ديدند به درد عشق تاب آوردم * صبرم بگرفته ناتوانم كردند