مهمانى دل
روز و شب آه دلم با ناله سودا مىكند * لحظههاى عمر من با غم مدارا مىكند
او پرستار دل بىيار و تيمار من است * زخم پنهان دلم را غم مدارا مىكند
گمشده در تار و پودم راز پنهانى كه غم * دَمبِهدَم گم مىكند آن را و پيدا مىكند
قطرههاى خون دل تا مىچكد بر دامنم * سفرهاى رنگين براى او مهيّا مىكند
اشك من بر خامه غم مىنشيند بىدريغ * خط تقدير مرا نقشى چليپا مىكند
گاه مىبينم كه آه پرشرار سينهام * شعلهاى مىگردد و در جان چه غوغا مىكند
دفتر دل را گشودم شرحهشرحه پيش دوست * خندهاى پنهان نمود و گفت حاشا مىكند
فاطمه
كوثر هستى عشق * صدف بهر وجود
مرغ باغ ملكوت * ز چه بهر تو سرود
بگو اى ياس كبود * كه گناه تو چه بود
حضرت على عليه السّلام
سرگشته منم ز ياد عشق على * در كوى وفا فتاده عشق على
او ساقى كوثر و منم لولى مست * تا مُهر دلم سرشته با عشق على