تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
- حلق‌آويز كرده‌اند * بااين‌همه مدارا كن : كه دار هم همهء دارايى ما نبوده است !

« خاك بىشبح »

بىتو در سكوت بىتغزّل شب * - اعدام مىشوم بىشباهت نيست صداى رفتنت * به ضجّه‌هاى صامت احتضار من و هر طپش ، گلوله‌اى خواهد شد * يا گره كور حلقه دارى و راز همچنان در خاك بىشبح بيتوته مىكند * و تو روزگارى خواهى آمد : كه هر نَفَس بندى خواهد بود * يا هر نفس بندى خواهد گشود روزگارى كه آسمان ، پرواز را از ياد برده باشد * و من در مرز شب و سحر از ياد رفته باشم !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 232 | سيد محمد باقر برقعى