ملّا محمّدى ( 1349 )
معصومه ملّا محمّدى ، فرزند محمّد ، در شهريورماه سال 1349 شمسى در شهر قم چشم به جهان هستى گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسّطه را به انجام رسانيد ، ازآنپس در دانشگاه پيام نور به تحصيل پرداخت و بر خلاف رشتهء تحصيلش ، كه علوم تجربى بود ، به زبان و ادبيّات فارسى علاقه و دلبستگى بيشترى نشان داد .
خانم ملّا محمّدى دربارهء قريحه شاعرى خود چنين مىگويد : « در كودكى هميشه چيزى بود كه مرا به خيالهاى رنگى مىبرد ، و هركجا مىرفتم مثل سايه مرا تعقيب مىكرد ؛ خصوصا گاهى كه تنها بودم بيشتر وجودم را حس مىكردم ، امّا او را نمىشناختم . يادم مىآيد كه در سال دوم دبيرستان مسابقهء شعرى در شهرمان برگزار شد ، من هم در مسابقه شركت كردم و برنده شدم . هنوز لباس نوجوانى را درنياورده بودم كه او را شناختم و اوّلين شعرى كه بهطور جدّى سرودم ، عيد نوروزى بود ؛ تنگ كوچكى با يك ماهى سرخ كه براى دختر كوچكم خريدم به خانه آوردم و دخترم آن را از من گرفت و گفت : اين ماهى مامان هست يا بابا ، يا بچه ؟ ! ! در اين لحظه جرقّهاى در ذهنم زده شد و اوّلين شعرى را كه مضمون آن تنهايى ماهى كوچولو بود كه دور از پدر و مادر خود افتاده بود ، سرودم . »
ملّا محمّدى اضافه مىكند : « از سال 1372 بهطور جدّى با شعر مأنوس شدم .
احساس مىكنم كه با تحصيل در رشتهء ادبيّات فارسى دريچهاى تازه از شعر به رويم