تجليل مقام مادر
كرد تا خلقت خدا در روز اوّل جان مادر * گشت احيا تا به آخر جسم ما ز احسان مادر
ما نمىكرديم اندر كسوت انسان تجلّى * سكّهء هستى نمىزد گر خدا بر جان مادر
علّت افزايش نسل بشر در روى گيتى * باعث ابقاى جنس آدمى امكان مادر
منبع مهر و محبّت ، مظهر صلح و سلامت * جايگاه رحمت حقّ ، سينهء سوزان مادر
از براى كودكان در اين جهان ناملايم * امنتر جايى نباشد هيچ ، جز دامان مادر
اى كه در اوج غرورى ، هيچ مىدانى چه بودى ؟ * كودكى ازهرجهت بىچاره و حيران مادر
تا نمود از شيرهء جان صبح و ظهر و شام سيرت * داغهايى دارد از دندان تو ، پستان مادر
تا درآوردى برون دندان و ميل نان نمودى * بر جگر صد بار آمد از الم دندان مادر
از براى اينكه از گرما و سرما حفظ گردى * سوخت از سرما و گرما روز و شب اركان مادر
خواب ، شيرين است ، امّا تا سحر بيدار ماندن * نيست از بهر تو اين جز قوّت ايمان مادر
من چه گويم درخصوص آنكه در انجيل و قرآن * كرده در حقّش سفارش ، خالق سبحان مادر
در نظر آر آيهء « أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما » « 1 » را * با تو تا دانى چه باشد ، با خدا پيمان مادر
مختصر با اين زبان الكن و اين مايهء كم * كى توانم بهتر از اين گفتن اندر شأن مادر
قصد من از اين همه تصديع اين باشد كه گويم : * اى پسر تا مىتوانى ، كن دعا بر جان مادر
سعى كن تا مىشود از خود نرنجانى دلش ، چون * عرش مىلرزد چو بيند ديدهء گريان مادر
با پدر هركس درافتد ، كرده با يزدان ستيزه * مىكند عصيان خدا را ، هركه كرد عصيان مادر
هست پشتيبان او روز قيامت حضرت حقّ * اندر اين دنيا هرآنكس بود پشتيبان مادر
من پى اتمام حجّت ، گفتم اينها را به « غمگين » * تا نگويد : بىخبر بودم من از عرفان مادر
شعر خواندنى
دوش يك صاحبدلى در بزم ما اقبال كرد * بهر ما حالى پديد آورد و با ما حال كرد
هامش
( 1 ) - سورهء بنى اسرائيل ، قسمتى از آيهء 23 .