كريمىزاده در شمار شعراى غزلسراى خوب اردكان است وى از ميان شعراى متقدم به اشعار حافظ و صائب بيش از ديگر شاعران دلبستگى نشان مىدهد و در بين معاصران به اشعار رهى معيّرى و عماد خراسانى و ابو الحسن ورزى و حجة الاسلام محمد حسين بهجتى « شفق » علاقه دارد .
اى نازنين زيبا
گاهى سراغى از من دردآشنا بگير * اى نازنين بيا خبر از حال ما بگير
يكلحظه غم نمىشود از جان من جدا * از غم تو درس مهر و محبّت فرا بگير
افتادهام ز پا تو بيا از سر وفا * آخر ترحّمى كن و دست مرا بگير
از دشمنان دوستنما ضربه خوردهام * ديگر بس است ، جان مرا اى خدا بگير
اى غم تو بودهاى همهشب همدم دلم * تركم مكن بيا به دلم باز جا بگير
گفتى كه دل مبند به خوبان شهر عشق * مىخواستم نشد ، تو دل از ما بيا بگير
دارم دلى شكسته و « غمگين » ز جور دوست * گاهى سراغى از من دردآشنا بگير
واژههاى سبز
چشم هجران ديدهام شبزندهدارى مىكند * باغ پراحساس دل را آبيارى مىكند
چشمهسار طبع پرجوش و خروشم هر سحر * بر زبانم واژههاى سبز جارى مىكند
با بُت نامهربانىها كه ديده طفل دل * بىتو مىگيرد بهانه ، بىقرارى مىكند
من نه تنها سوگوارم در فراق روى تو * در فراقت نىلبك هم سوگوارى مىكند
هيچ مىدانى كه در عشق تو از روز ازل * لاله هم مثل دل ما داغدارى مىكند
غنچه باران مىشود ديوان سبز شعر دل * عشق ، طبعم را در آن شبها كه يارى مىكند
روى زيباى تو اى زيباترين مفهوم عشق * ماه تابان را دچار شرمسارى مىكند
گرچه « غمگين » گشته از عشق تو ديوانه ولى * گاهگاهى ادّعاى هوشيارى مىكند