محبوب من مگر بنوازد دل مرا * بر درگهاش چو ابر بهاران گريستم
كوچه انتظار
تا باده به ميناى بلورم كردى * سرمست ز صهباى سرورم كردى
با غمزه مرا به خانهء خود خواندى * از كوچهء انتظار دورم كردى
زنجير گيسو
دل عاشق روى ماه دلجوى تو شد * آيينهء جلوه ، جلوهء روى تو شد
مىخواست ز كوى عاشقى كوچ كند * زنجيرىِ حلقههاى گيسوى تو شد
با عشق علىّ
با عشق علىّ ، زندهء جاويد شدم * صاحب نفس و فروغ امّيد شدم
تا در دل من دميد روح ازلى * مهرش به دلم نشست و خورشيد شدم
ديوانهء عشق
لبتشنهء عشق توست دلسيرش كن * با نوش محبّتى نمكگيرش كن
در دشت جنون دل بلاديدهء من * ديوانهء عشق توست ، زنجيرش كن
گفتوگوى من و تو
اى دل ! غم كيست در گلوى من و تو * اى ديده ! چه هست آرزوى من و تو
از مرز جنون گذشت كار تو و من * در شهر پر است ، گفتوگوى من و تو
نالهء شبگير
جانا ز فراق روى تو پير شدم * دور از تو ز عمر خويشتن سير شدم
زندانى درد و غصّهء و رنج فراق * زنجيرىِ نالههاى شبگير شدم