تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
محبوب من مگر بنوازد دل مرا * بر درگه‌اش چو ابر بهاران گريستم

كوچه انتظار

تا باده به ميناى بلورم كردى * سرمست ز صهباى سرورم كردى با غمزه مرا به خانهء خود خواندى * از كوچهء انتظار دورم كردى

زنجير گيسو

دل عاشق روى ماه دلجوى تو شد * آيينهء جلوه ، جلوهء روى تو شد مىخواست ز كوى عاشقى كوچ كند * زنجيرىِ حلقه‌هاى گيسوى تو شد

با عشق علىّ

با عشق علىّ ، زندهء جاويد شدم * صاحب نفس و فروغ امّيد شدم تا در دل من دميد روح ازلى * مهرش به دلم نشست و خورشيد شدم

ديوانهء عشق

لب‌تشنهء عشق توست دل‌سيرش كن * با نوش محبّتى نمك‌گيرش كن در دشت جنون دل بلاديدهء من * ديوانهء عشق توست ، زنجيرش كن

گفت‌وگوى من و تو

اى دل ! غم كيست در گلوى من و تو * اى ديده ! چه هست آرزوى من و تو از مرز جنون گذشت كار تو و من * در شهر پر است ، گفت‌وگوى من و تو

نالهء شبگير

جانا ز فراق روى تو پير شدم * دور از تو ز عمر خويشتن سير شدم زندانى درد و غصّهء و رنج فراق * زنجيرىِ ناله‌هاى شبگير شدم