گور هدهد را چراغانى كنيد * بوم را يكچند زندانى كنيد
دفتر اشعار را يكسو نهيد * بر حريفان سخن ساغر دهيد
مست گرديد از شراب « بو سعيد » * منقلب از انقلاب بو سعيد « 1 » . . .
كيست اينكه پاى مىكوبد به خاك * گشته از بانگ انا الحق سينهچاك
حلقه بسته گرد او دلدادگان * او چو خورشيدى نشسته در ميان
بر لبش حرفى ز جنس آفتاب * كرده در لفظى نهان صدها كتاب
از دلش اسرار توحيدى عيان * داده پيوند معانى با بيان
كرده از « حلّاج » ياد و « بايزيد » * اين نوا از كيست غير بو سعيد
كيست اينكه پاى مىكوبد به خاك * در سماعى كرده جان را تابناك
خرقهء تن را ز جان برداشته * پاى بر فرق زمين بگذاشته
كرده در هر هفت وادى سِيرها * شسته جان را در زلال ديرها
بسته پيمان با لب پيمانهها * گم شده در چشم او ميخانهها
در جهان ما سوى پرچمزده * دل به اقيانوسى از ماتمزده
تا فنا يكلحظه ناكرده درنگ * چشمبسته بر جهان رنگرنگ
داده بوسه سنگ دست خلق را * درس داده صاحبان دلق را
خارخار عالم از دل رانده است * تا « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ » « 2 » خوانده است
محنتآباد جهان قيرگون * غرقه كرده جان پاكش را به خون
داده درسِ عشق حق ابدال را * زير پا بنهاده قيل و قال را
با همه افلاكيان همدم شده * غيرِ خود با ديگران محرم شده
هامش
( 1 ) - شيخ ابو سعيد ابو الخير ( 357 - 440 ه - ق . ) يكى از بزرگترين عرفاى قلمرو تصوّف و عرفان ايرانى ، كه ايام مهمى از زندگى او در نيشابور سپرى شده است و او هماره بين « مهنه » و نيشابور درآمد و رفت بوده است . اين ابيات مبتنى است بر حالات عارفانه او طبق آنچه در « اسرار التوحيد » آمده است .
( 2 ) - بخشى از آيهء 52 سورهء مباركهء « فصّلت » : . . . آيا قدرت خداوند ، برهان كافى نيست ؟ - اين ، ندايى بود كه در مسجد به ابو سعيد رسيد و « نورى در سينهاش پديد آورد » . شرح اين مطلب در « تذكرة الاولياء » عطار نيشابورى در ذيل « ذكر شيخ ابو سعيد ابو الخير » آمده است .