تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
اى مرد كوير ! تا ابد بر دل ما * خورشيد شريعت تو نورافشان باد
* * *
چون عشق مقيم خانهء دل شده‌اى * چون عقل ، گره‌گشاى مشكل شده‌اى اى مرد كوير - انتهاى عالم - * از بام كدام آيه نازل شده‌اى

همراه با « آفتاب صبح نيشابور » « 1 »

اى غزل‌پرداز نيشابور مىخواند ترا * هر سحر با آيه‌هاى نور مىخواند ترا تا بگريى « تاكهاى مستى خيام » را * مادر مى ، دانهء انگور مىخواند ترا همنشين پوراد هم باش در اشراق كوه * موسيى ديگر به‌سوى طور مىخواند ترا تا ببينى زخمهاى كهنهء تاريخ را * اين صداى عاصى رنجور مىخواند ترا دستهاى خواهش ريواس خونين گشته‌اند * لاله اينجا با دهان صور مىخواند ترا در ميان شعر دارد با تو احساس قريب * گر « محقق » از ديارى دور مىخواند ترا
هامش
( 1 ) - اين غزل را به اقتضاى غزل غلامحسين عمرانى شاعر معاصر و در پاسخ او سروده است .