دل برمىگردد
آن چشم پر از ستاره برمىگردد * آن سينهء پارهپاره برمىگردد
رفتهست ولى به چشم خود مىبينم * يك روز دلم دوباره برمىگردد
غم آخر
پرخاطره دفتر تو باشد ، اى باغ * اين قلب كبوتر تو باشد ، اى باغ
پژمرده گلى ، تسليتم را بپذير * اين غم ، غم آخر تو باشد ، اى باغ
نامرد
از بازترين پنجرهها طرد شديد * در گوشهء خانه خويشتن گرد شديد
در پيلهء عافيت خزيديد ، آنگاه * بىدرد شديد و سخت نامرد شديد
تب خورشيد
برونم را درونى مرحمت كن * تب خورشيدگونى مرحمت كن
دلم از دست عقل و عشق خون شد * خداوندا ! جنونى مرحمت كن
لبخند
دلم ياران بسيارى ندارد * و غمگين است و غمخوارى ندارد
تقاضايش فقط يكلحظه لبخند * براى تو كه اين كارى ندارد
نسيم الفت
صليب دردهاى سينه بودى * زلال و صاف چون آيينه بودى
نفهميدم تو را امّا به احساس * نسيم الفتى ديرينه بودى