حقيقى ؛ قطعات و رباعيّات ؛ نوحهسرايى و سينهزنى .
در بعثت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله
تعالى اللّه ! جهان را باز شورى ديگر است امشب * زمين از جلوه چون جنّات عدن داور است امشب
چه رخ دادهست كز كرّوبيانِ عالمِ بالا * سرور و شادمانى اينچنين سرتاسر است امشب
نشسته گِرد هم دُردىكشان بزم يكرنگى * به گردون بانگ نوشانوش دور ساغر است امشب
گريبان باز حوران در قصور جنّت المأوى * به رخ افشاند جعد موى مشك و عنبر است امشب
ملائك طوق ذوق افكنده اندر گردن طاعت * جَزاكَ اللّه خَيراً ، عيش و عشرت ، وافر است امشب
مه گردوننشين بر ديده بانى ديده بگشايد * كه در آغوش ما بنشسته مهر خاور است امشب
بهشتى رونگارا ! چون مه ارديبهشت آمد * ز جنّت هشت در بگشا ، كه اين اصلحتر است امشب
شنيدى معنى « نُورٌ عَلى نُورٍ » و ندانستى * بيا اى دل ، كه معنىّ معمّا ظاهر است امشب
قيامت قامتى بر پا نموده قامت رعنا * كه از شور قيام او قيام محشر است امشب
صبا برگوى با افتادگان بستر هجران * چو شام وصل دلبر شد دگر دل دربر است امشب
به دربار محمّد ، انبيا بنهاده سر يكسر * مگر اى اهل ايمان ، مبعث پيغمبر است امشب ؟
به گوش هوش آيد دم به دم در ظاهر و معنى * نزول آيهء « يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ » است امشب
به مسند تكيه زد مسندنشين قرب « أَوْ أَدْنى » * كه « ما أُوحِيَ » * و « أَوْ أَدْنى » به نزدش چاكر است امشب
چو در كوه حرا بخزيد آن معنى حرّيّت * خرد بسرود كه عالم را صفايى ديگر است امشب
نزول وحى شد از خالق سرمد سوى احمد * كه اى كنز خفى ! بر تو زمان ظاهر است امشب
قيامت قامت بر پا نما شور قيامت را * كه از سر و قدت بر پا قيامت محشر است امشب
ظهور نور وجهاللّهى و بنما بُروز امروز * كه روز دستگيرى خلايق يكسر است امشب
تو در بالانشينى همچو اعيان در بر اعيان * عيان قدر و جلالت از عطاى داور است امشب
تويى احمد ، تويى اعمد ، تويى شاهد ، تويى مشهد * تويى عالى ، تويى والى ، مُعينت داور است امشب
بشيرى تو ، نذيرى تو ، خبيرى تو ، بصيرى تو * مديرى تو ، سفيرى تو ، مقامت برتر است امشب
بناى تو بناى حقّ ، نداى تو نداى حقّ * كه حقّ مطلقت بر حكم امر و منظر است امشب