متين ازآنپس به تهران رفت و مدّت ده سال در آن شهر اقامت گزيد و در تجارتخانه اخوان عليزاده به سمت حسابدار كار مىكرد ، در تهران نيز از انجمنهاى ادبى غافل نماند و با چهرههاى برجستهاى از شعرا آشنائى يافت و از محضر اساتيدى چون ملكالشعراء بهار و وحيد دستگردى بهرهها بر دو كسب فيض كرد . پس از بازگشت به اصفهان خود به تأسيس انجمن « سراى سخنوران » همت گماشت .
محمد على دادور ( فرهاد ) شاعر توانا و پژوهشگر ارجمند دربارهء روش متين چنين مىنويسد :
« در شاعرى ذوق و پسندى خاص داشت معتقد بود آنچه موجب تقويت قريحه مىشود و استخوانبندى كلام را مستحكم مىكند طرح و اقتراح است بنابراين مصرعى يا بيتى از شاعرى پيشنهاد مىكرد تا همگان با استقبال آن طرح در همان وزن و قافيه طبعآزمائى كنند . به خاطر همين حساسيّت مخالفان فراوانى پيدا كرده بود گمان مىكردند منظورش امتحان كردن آنها و تثبيت حاكميت خويش است حدّ اقل براى نگارنده مسلّم است كه او هيچ قصد سوئى نداشت . در ساختن ماده تاريخ استادى و مهارت كامل داشت مثلا تاريخ فوت استاد جلال همائى را بدينگونه آورده است :
« دريغ از همائى جلال ادب »
متين در انواع شعر طبعآزمائى مىكرد ، در غزل شيوهء عراقى و در قصيده سبك خراسانى را دنبال مىنمود وى سرانجام در سال 1375 چشم از جهان فروبست . ديوان اشعارش به نام « طاوس خيال » با مقدمهء فاضلانه استاد محمد على دادور ( فرهاد ) طبع و نشر گرديد .
دامن سحر
از دامن سحر دل خود ساز پاكتر * وز صبح تابناك روان تابناكتر
زان صبح سرزند ز گريبانش آفتاب * كز سينه چاكها بود او سينهچاكتر
آلودهدامنيم به عصرى كه دامنى * ز آلودگى ز دامن ما نيست پاكتر