منازل و مراحل وادى عشق
اى عشق تا در سينهء من جا گرفتى * آرامش جان و دل شيدا گرفتى
جان مرا در دست ، بىپروا گرفتى * صبر و قرارم از دل رسوا گرفتى
از دست تو بيچاره دل شيدا شد اى عشق * سرگشته و آواره و رسوا شد اى عشق
اوّل حديث جلوهء جانانه كردى * سامان دل را بىخبر ويرانه كردى
آتش شدى جان مرا پروانه كردى * عقل از سرم بردى ، مرا ديوانه كردى
با اشتياق ، اى عشق ! طعم تو چشيدم * در پاى تو دست از سر عالم كشيدم
آن شب نشان دادى به من حسن جمالش * آن قامت و آن صورت و آن خدّ و خالش
دل را پريشان كردى از دست خيالش * گفتى صبورى كن به امّيد وصالش
آن شب كه با چشمش دلزار آشنا شد * در دام گيسوى كمندش مبتلا شد
بردى دل مسكين چو كردى گفتوگويش * آخر دل ديوانه را بستم به مويش
گفتى بكش در ديدهء دل خاك كويش * گفتى شكيبا باش در هجران رويش
آخر به دام او دچارم كردى اى عشق * در كوى جانان خوار و زارم كردى اى عشق
آن شب كه با او عزم آن ميخانه كردم * جان ، باده نوش چشم آن فتّانه كردم
دل را خراب و مست از آن پيمانه كردم * ديدى دل فرزانه را ، ديوانه كردم
دل واله و حيران شد از ديدار رويش * مستانه دل افتاد در زنجير مويش
با هركه پيمان داشتم ، ديگر گسستم * دل را به زنجير سر زلف تو بستم
جانانه جام بادهاى دادى به دستم * كردى به دو پيمانهء لبريز ، مستم