استعداد كافى برخوردار مىباشد و اشعارش بيشتر در مدح و مرثيت خاندان پيامبر و ائمّهء اطهار عليهم السّلام در قالب غزل و قصيده و مسمّط و ترجيعبند و مثنوى و رباعى به رشتهء نظم درآمده و تاكنون چند مجموعه از اشعارش به نامهاى « وادى عشق » و « ترانهء دل » و « عشق و عاشورا » طبع و نشر گرديده است .
على اكبر مالك داراى پنج پسر به نامهاى : فريدون ، ايرج ، جمشيد ، محمّد و احمد است كه همه از تحصيلات عاليه برخوردارند . وى در سال 1377 شمسى چشم از جهان فروبست .
مالك آثارى چند نيز از خود بهجا گذاشته كه تاكنون توفيق طبع و نشر آن را نيافته و از آن جمله است : واقعهء كربلا ( نظم و نثر ) ؛ هفت شهر عشق ( نظم و نثر ) ؛ سفر خانهء خدا ؛ ديوان اشعار ؛ و چند اثر ديگر .
الهى الهى !
تو داناى رازى ، الهى الهى ! * تو بر حال زارم گواهى ، الهى !
سرآمد مرا عمر در خواب غفلت * گرفتار جهل و مناهى ، الهى !
تويى خالق ماه و خورشيد گردون * تويى رازق مرغ و ماهى ، الهى !
مرا نيست شايسته غير از گدايى * سزاوار تو پادشاهى ، الهى !
به درگاهت آيم ، و ليكن ندارم * بهجز حسرت و اشك و آهى ، الهى !
بگيرى گهى سخت و گاهى ببخشى * شنيدم كه كوهى به كاهى ، الهى !
به حقّ حبيبت ، محمّد ، ببخشاى * به شرمندهء پرگناهى ، الهى !
الهى ! به احسان و رحمت نظر كن * من بندهء روسياهى ، الهى !
بشو ذرّهاى را به درياى غفران * بده قطرهاى را پناهى ، الهى !
بيامرز اگر سرزد از من خطايى * و گر كردهام اشتباهى ، الهى !
حكيم و كريم و رحيم و غفورى * ببخشاى بر من الهى ، الهى !
همه راهها بسته بر روى « مالك » * بهجز راه تو نيست راهى ، الهى !