شدت امام حسين عليه السّلام زبان حال زينب عليها السّلام
صبا گو بُلبُل شوريدهافكار * زبانِ حالِ زينب عليها السّلام با دلِ زار
بيا بُلبُل پيام از زينب آمد * چو ماهى رهگشائى بر شب آمد
بكن تركِ گلستانِ مجازى * نظر كن سوى گلهاى حجازى
شده در كربلا هر لاله پرپر * كه سر بر نيزهها و پاره پيكر
زمين در بر گرفته پيكرى پاك * شهيدى همچو گُل افتاده بر خاك
به « گلشن » رو مكن با كربلا باش * كه همدرد من امشب با خدا باش
بيا بلبل كه زينب دلغمين است * دو چشمش پر ز خون از شاه دين است
بيا بُلبُل تو هم همدرد مائى * بهرجا رو كنى در كربلائى
بدان اى بُلبُل دلخسته و زار * نديدى تو چو زينب رنج بسيار
خزان آهسته از تو مىبرد گُل * مرا ، تيغِ ستم سر مىبُرد گُل
گُلِ تو تازه از غنچه برآيد * گُلِ من سرفرازِ نيزه نازد
گُلِ تو تشنه شد از بركه شد سير * گُلِ من تشنهء سيراب شمشير
گُل تو زندگانى گيردش بر * گلِ من غنچههايش گشته پرپر
گُل تو شد ز رود و چشمه سيراب * گُلِ من شد بكام تشنه خوناب
گل تو تازه غنچه مىگشايد * گُل من غنچه پرپر مىنمايد
گل تو شبنم آئينه دارد * گُل من چه شبى پُركينه دارد
ايا زينب گل تو دلپذير است * به خاك كربلا مهر منير است
چو « گلشن » بلبل اين بوستانيم * محبت مىدهيم و دلستانيم