گل هميشهبهارم
گل هميشهبهارم ! ببين خزان باقيست * خروش صاعقه بر چهر آسمان باقيست
حديث سيلى توفان به چهرهء گل سرخ * هنوز بر دهن ياس و ارغوان باقيست
ز ابر فتنه تگرگى كه ريخت بر سر باغ * هزار غنچهء پرپر به بوستان باقيست
طنين مرگ و بلا بود در كوير سلوك * غريو رعد كه در گوش هر كران باقيست
شكست كشتى امن از شقاوت گرداب * به روى آب فقط دست بادبان باقيست
هزار سال گذشت و ز تازيانهء برق * شيار زخم بر اندام ناروان باقيست
پرندگان بهارى ز باغ كوچيدند * به روى شاخه نشانى ز آشيان باقيست
اميد رويش گل را خزان ربود ز باغ * اميد رجعت سرسبز باغبان باقيست
گل هميشهبهارم ! غدير آمده است * شراب كهنهء ما در خُم جهان باقيست
خداى گفت كه « اكمَلتُ دينَكُم » آنك * نواى گرم نبىّ ، در رگ زمان باقيست
قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان * ولايت علىّ و آل ، جاودان باقيست
گل هميشهبهارم ! بيا كه آيهء عشق * به نام پاك تو در ذهن مردمان باقيست
شعر غمآلود
امشب چه محزون مىزنى اى چنگى دل * صد پرده در خون مىزنى اى چنگى دل
امشب دلم درياى توفانيست اى دوست * آشفته چون شبهاى بارانيست اى دوست
امشب رهايم كن كه با دل همنوايم * سودايى رنج و بلاى كربلايم
مىخواهم امشب تا سحر ديوانه باشم * از عقل بگريزم ، ز خود بيگانه باشم
امشب سر ديوانگى دارد دل من * رسم و ره بيگانگى دارد دل من
مىخواند امشب قصّهء رنج و بلا را * شيواترين شعر غمآلود خدا را
سر خيل عشّاق جهان تنهاست اى دل * گويا نگاه او بهسوى ماست اى دل
بگذار اى دل سر به پاى او گذارم * دانى و مىدانى كه او را دوست دارم