تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
چشم‌انداز خواب تواند تفنگى در گلو مىداشتم كاش !

دريغ‌نامهء انسان « 1 »

ستاره‌اى ، كه بر زبان تو مىرود باران تاريك را از كتف خاك مىسترد . ستاره‌اى ، كه بر زبان تو مىرود شمشير و آب و ترانه كه نامى بلند و تابان مىبخشد . ستاره‌اى ، كه بر زبان تو مىرود ستاره نيست دريغ‌نامهء انسانيست .
هامش
( 1 ) - نامى براى غريب‌ترين پرسش روزگاران : « هل من ناصر » حسينى .