به كجا اينچنين شتابزده ؟ ! * موجها كينه با بشر دارند
نسبتى نيست آب و آتش را * ليك همسو چرا سفر دارند
« كهن » از دست مىرود برگرد ! * ديگران بر تو بد نظر دارند
گرداب عشق
گلى به سرخى خورشيد و دل به صافى آب * و برگ سبز درخت بلوط باب خضاب
ز دل بچيدم و در لاى عشق پيچيدم * به قصد تحفه بهسوى فراز پيش رباب
دعا به سرعت نور و ثنا به حدّ سجود * جهت بهسوى تو چون باد و سايه در گرداب
دوام چلّهنشينى مكرّر از تكرار * يقين به وسعت نفس و سؤال بهر جواب
نماز لحظه به لحظه فروتنى چو غلام * خضوع عشق سرافكندگى به اوج شتاب
ثواب مستى مىخوارگى به ارزش خم * سرشك ديده به اندازهء گلاب و شراب
خلاصه اين همه واژه به شعر يا به كلام * براى وصل شدن بودنى براى ثواب
« كهن » به داخل گرداب عشق افتادى * دگر به خانه نگردى از آن سراى سراب