تقديم به شهيد ششماهه كربلا گل سرخ
نشكفته فروريخته بال گُل سرخ * لبتشنه بخشكيده نهال گل سرخ
يك دشت بلا ، به وسعت كرب و بلا * بس نيست ، مگر بهر ملال گل سرخ
خورشيد به رخ كشيد از شرم نقاب * از شرم نگاه بىسؤال گل سرخ
حيرت بنشست روى رخسار سپاه * از شبنم گرم باكمال گل سرخ
از خمرهء سبزرنگ خون مىجوشد * بيگانه چه داند ز خصال گل سرخ
از تيغزنان چه مىهراسد عاشق * جز عشق نگنجد به خيال گل سرخ
گلها عطش شرار عشقاند ، نه آب * از لحظهء پيچوتاب حالِ گل سرخ
يا حضرت خور شد مبارك يادت ! * با دعوت معشوق ، وصال گل سرخ
يك كوه سخن هنوز در درّهء بُغض * جا ماند « كُهن » ز شرح حال گل سرخ
سرباز گمنام
هرجا صداى قلب وطن مىرسد به گوش * پيراهن سهرنگ تو را مىكشم به دوش
هرجا كه رعد و برق گرفت ابر و باد را * رگهاى تشنهء تو صلابت گرفت و توش
هرجا كه خاك ميهن عطش بوده چون كوير * درياى خون ز چشمهء جانت شده به جوش
هرجا سخن ز رستم و افراسياب شد * غيرت به جوش آمد و شد سيل پرخروش
هرجا نشان ز شير درفش است و شيروش * رستمسرا درفش به دست است و سرخپوش
هرجا كه نقش گُرز و تبرزين به سردر است * اصل و نسب به پردهء دل مىكشد نقوش
هرجا كلام بهتر از ايثار گشتهام * بعد از كلام عشق تو را يافتم ز هوش
هرجا كه خون به خاك وطن ريخت از تنت * صدها شكوفه باز شد از جان گلفروش
هرجا كه بر تو اجنبيان ياوه بافتند * گشتند نانگفته سخن خويشتن خموش
هرجا به ياد كرب و بلا آب مىخورى * بر ياد تشنگان دگر نيز نوش نوش
سرباز ! اى كه نام تو گمنام مانده است * بر افتخار ميهن ما بازهم بكوش !