حجّة الاسلام حاج حسين عندليبزاده با خطّ خوش به رشتهء تحرير درآورده كه به صورت تابلو در امامزادگان نصب گرديده است .
زادهرحمانى در عين حال از سال 1330 افتخار مدّاحى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام را يافته و در هيئتهاى حسينى و تكايا به مدح و مرثيه خاندان رسالت مىپردازد .
نواى دل
غم دل نهفته ماند و چه كنم تو را نديدم * كه ز گلشن وصالت ، گل آرزو نچيدم
چه كنم ؟ جدا فتادم ، ز كبوتران كويت * كه در آشيانهء غم ، ز فراقت آرميدم
به حرم نبردهام ره ، من بينواى محزون * تو ز حال من گواهى ، كه ز غم چهها كشيدم
برو اى طبيبم اكنون ، كه شفا نمىپذيرم * ز ازل من از دلوجان ، غم عشق را خريدم
به درون سينهء من ، نفسى كه مانده باقى * به عيادتم قدم نه ! بده لحظهاى اميدم
به نسيم هر سحرگه ، كنم از تو گفتوگويى * كه شميم گل ، دمادم ، ز تو مىدهد نويدم
بگشا نقاب از رخ ، كه گشايد عقدهء دل * كه ز روى و مويت اى مه ! به غروب غم رسيدم
به اميد آنكه بوسى بزنم به خاك پايت * همه كو به كوى رفتم ز پِىات به سر دويدم
صنما بهسوى « كاظم » نظرى ز لطف بنما * به اميد وصل تو از همه ماسوا بريدم
غم دل
پيرى ز يك طرف ، غم دوران ز يك طرف * ناز و عتاب زهدفروشان ز يك طرف
افتاده چون كمند تهمتن به پاى دل * زنجير زلف ماهعذاران ز يك طرف
شيران زرد خفته در آجام يأس و نيز * آتش گرفته است نيستان ز يك طرف
ميخانه بسته ، جام شكسته ، سبوى هم * ساقى فتاده بىسر و سامان ز يك طرف
محنت به روى محنت و غم نيز روى غم * مردانگى رسيده به پايان ز يك طرف
درد دل فلكزده بىحدّ و بىشمار * محرم نجويم از پى عنوان ز يك طرف